X
تبلیغات
ایور سرزمین خورشید

ایور سرزمین خورشید
ادبی-تاریخی-جغرافیایی (زنده باد خلیج فارس ایران)  
لينک دوستان
">سافت گذر


مقدمه خراسان روزی قسمت عظیم و وسیعی از پهنه کشور کهن ایران را تشکیل می داد وپرچمدار آزادی ، استقلال، مهد علم، دانش، ادب و فرهنگ بود و سرداران  رشیدی را در دامن خود پروراند . خراسان وقایع و حوادث غم انگیز و مسرت بخش بسیاری دارد. خراسان خصوصا در دوره قاجار از رقابتهای سلطه جویانه و سیاستهای تحریک آمیز دو ابرقدرت، روسیه تزاری  وانگلستان در دوره قاجاریان لطمات زیاد و خسارات فراوانی دید . ضغف و سهل انگاری و غفلت  و خیانت مسئولان امور ، گرایش آنها را به سوی اهداف شوم و دستیابی به خواسته های خود مساعد ساخت . اعمال نفوذ روسیه تزاری و انگلستان در دوره قاجار در خراسان به اوج خود رسید . آنان از طریق مداخله در انتخاب والیان در امور دخالت می کردند تا منافع خود را در حوزه نفوذی تاًمین نمایند . اگر در میان اینها فرد وطن خواهی پیدا می شد و نمی خواست زیر بار نفوذ آنها برود، وسیله بر انگیختن عمال مذدور خود را در مخالفت با او سریعاً فراهم می کرده به نحوی آشوب ، جنگ و خونریزی بر پا می ساختند و دولت را مجبور به عزل و تغییر او می کردند. مشهد در طول سلطنت نادر شاه و بعد از آن ، برادر زاده اش علیشاه، سپس نوه اش شاهرخ شاه همچنان بصورت پایتخت ایران و از موقعیت ممتاز برخوردار بود . حتی موقعی که کریمخان زند به عنوان وکیل به سلطنت ایران دستیافت و پایتخت را شیراز قرار داد، به رعایت حرمت نمک نادر شاه، ناحیه خراسان را در اختیار شاهرخ باقی گذاشت و در امور آن دخالت نکرد . مشهد در این زمان پایتخت دوم ایران محسوب می شد . این وضع در دوره سلطنت آقا محمدخان قاجار و اوایل سلطنت فتحعلی شاه هم که تهران را پایتخت کشور تعیین کرده بودند ادمه داشت و مشهد مرکز فرمانروایی شاهرخ و پسرش نادر میرزا بود. فتحعلی شاه تصمیم گرفت این ناحیه از کشور را نیز زیر سلطه خود درآورد ، لذا برای انجام این منظور به خراسان لشکر کشید ولی موفق به تسخیر آن نشد و مراجعت کرد . در سال 1218ه ق. با لشگری مجهز به خراسان تاخت و نادر میرزا را شکست داد و مشهد را فتح کرد و برای اولین بار پسر چهارم خود محمد ولی میرزا ، که در آن موقع شانزده ساله بود به فرمانروایی خراسان گماشت و میرزا حسین خان قزوینی را نیز به سرداری لشگر خراسان منصوب کرد . اکثر والیان خراسان در دوره قاجار که تعداد آنها سی چهار والی می باشد از میان شاهزادگان و نزدیکان شاه انتخاب می شدند، چون خراسان سرزمین بزرگی ود واز نظر موقعیت استراتژیکی اهمیت خاصی داشت حتی از اواسط دوره قاجار منطقه سیستان هم زیر نظر والی خراسان اداره می شد. در خراسان بیشتر از دیگر مناطق ایران درگیری وبرخوردهایی با حکام وقت انجام می گرفت که برخی از این شورشها به تحریک استعمار گران خصوصا روسیه انجام می شد. مهم ترین واقعه خراسان در دوره قاجار قیام کلنل محمد تقی خان پسیان ،جدایی افغانستان ومرو از ایران می باشد.     والیان خراسان در دوره سلطنت آقا محمد خان و فتحلیشاه   خراسان در اوایل دوره قاجار : آقا محمد خان قاجار گر چه در سال 1200 هـ ق یعنی هفت سال پس از درگذشت کریم خان زند به دعوی شاهی برخواست.  اما تا سال 1209هـ ق در گیر جدال با بقای زندیه و به ویژه لطفعلی خان بود.  در نتیجه پس از غلبه بر آن دلاور زندی ، بار دیگر به سال 1210 هـ ق در تهران بر تخت نشست و به تجدید دعوی سلطنت پرداخت .  در همان سال وی عزم خراسان کرد. در  آن هجوم جنگی پیش از آن که آقا محمد خان خود به مشهد برسد صادق خان شقاقی را با پنج هزار سپاهی از محل جهان ارغیان راهی کرد.پیش از رسیدن سپاه قاجار به مشهد خبر رسید که میرزا مهدی مجتهدی شاهرخ را متقاعد به استقبال از آقا محمد خان کرده واو به همراه یکی دوتن از فرزندان خود ومیرزا مجتهد دراه هند پس از رسیدن این جمع به حضور اقا محمد خان در جهان ارغیان شاهرخ وفرزندانش در اردو توقیف شدند،اما میرزا مهدی وهشت هزار سپاهی دیگر عازم مشهد گردید تامردم شهر را بی جنگ وخون ریزی مطیع سپاه مهاجم قاجار نمایند. در آنحال نادرمیرزا شهررابه قصد هرات ترک کردولشکر قاجار بامسالمت وارد شهر مشهد شدند. آقا محمد خان همچون پادشاهان پیشن از دروازه شهر تاحرم را پیاده پیمود. پس از آن هم طی مدت بیست وسه روزی که درمشهد بود،مکرر به زیارت حرم رضوی می شتافت. « به شیوه خدام خدمت آن امام ذوی الاحترام همی کرد». شاهرخ به همراه جمعی از علما وسادات وچند نفر ازپسران خود به استقبال وی شتافت وپیشکش هایی تقدیم خان قاجار نمود،اما آقا محمد خان که از ثروت های نادری نزد شاهرخ بی خبر نبود،آغاز به شکنجه وی کرد.آخرالامر ثروت مزبور به چنگ شاه قاجار افتاد. به نوشته مورخی با همه اظهار فقر وافلاسی که شاهرخ می نمود وپسران خویش را به مال یاری نمی کرد ،چون به زیر شکنجه قاجاری افتاد،  «یک دالان مملو از صندوق های جواهر زبده الوان که به مهر محمد شاه بابری بود ونادر سربه مهر نهاده به تصرف محمد خان قاجار رسید».    پس از تصرف مشهد وذخایر نادری توسط آقا محمد خان،شاهرخ وجمعی از فرزندانش راهی مازندران شدند و او از صدمه شکنجه هایی که دیده بود در میان راه درگذشت.   در آن زمان که بیش از سالی به مرگ خان قاجار باقی نمانده بود،وی می خواست تا شهرهای بزرگ از دست رفته خراسان، چون « مرو » و « بلخ » و « هرات » را دیگر بار از اقوام غاصب ازبک وترکمان وافغان باز پس گیرد.درنتیجه سفیران وپیام هایی نزد خوانین ازبک وافغان بخارا،بلخ وهرات فرستاد. در اواخر سال 1210هجری خبررسید که لشکر روس وارد غرب ایران شده است در نتیجه آقا محمد خان سردار ومتولی برای خراسان ومشهد معلوم کرد وخود راهی غرب کشورشد.شاهزاده محمد ولی میرزا قاجار،فرزند فتحلی شاه نایب السلطنه با ده هزار سوار به حکومت وسرداری خراسان گماشته شد ودر مشهد ماندگار گردید. شخصی از کشیکان خاصه شاه به نام فتحعلی بیک کتول نیز به کوتوالی وتحویلداری کل وجوهات دیوانی وخدمت مرقد مطهر منور وتعمیر آن روضه مامور شد.  «محمد ولی میرزا ،پسر چهارم فتحعلی شاه،در سال1203هجری ق .متولد شد ودر یازده  سالگی به حکومت سمنان منصوب گردید ودر سال 1218هجری ق.پس از فتح مشهد وازبین بردن حکومت نادرمیرزا، آخرین بازمانده سلسله افشاریان،در شانزده سالگی به حکومت خراسان منصوب گردید وسردار حسین خان قزوینی هم به فرماندهی لشکر منصوب شد».  یک سال پس از خروج آقا محمد خان از مشهد، در سال 1211هجری ق .در غرب ایران به قتل رسید وبار دیگر ملک پریشان گشت. درزمان اشتغال محمد ولی میرزا وسردار حسین خان قاجار قزوینی ،ترکمانان پی درپی به حدود خراسان تاخت وتاز می کردند واموال مردم را به غارت وزنان وجوانان را به اسارت می بردند. سردار حسین خان به قطع این تجاوزات همت گماشت وشدیدا از تاخت وتاز ترکمانان جلوگیری به عمل آورد وامنیت منطقه وآسایش مردم را برقرار ساخت. برادر زاده آقا محمدخان قاجار، چهارماه پس از قتل موسس سلسله ،در سال1212هجری ق.با نام فتحعلی شاه برتخت سلطنت جلوس کرد،ودر سال بعد عزم خراسان نمود،چرا که نادر میرزای افشار پس از مرگ آقا محمد خان از هرات به مشهد بازگشته واین شهر را متصرف گشته بود. آغاز حرکت شاه از تهران اواخر سال 1213 هـ ق. و زمان رسیدن او به مشهد ربیع الاول سال1214هجری هـ ق.  بود . دراین سفر به سبب آن که خوانین خراسان چندانشده بود که وی وخوانین خراسان ومردم ، امکان تسلیم شهر به سپاهیان قاجاری را فراهم آوردند. شاه پذیرفته وپیرامون شهر مشهد را به قصد تهران ترک کرده بود. در نتیجه،میرزا مهدی مجتهد بنا برتوافق انجام شده،کاری کرد که مردم در یکی از شبهای ماه رمضان سال 1218 هجری ق. دروازه های شهر را به روی مهاجمین قاجاری گشودند،بدینسان که میرزا با روسا واعیان بلد مواضعه نهاده بود که درشب یازدهم ماه هنگامیکه لشکر قاجار به     دروازه ها هجوم آوردند،دروازه بانها به آنها تسلیم شوند وشهریار هم دست از جنگ برداشته ،به صورت فرار رو به حرم نهاد. طبق قرار معهود دوتن از دروازه بانان شهر به نام قربان اردلان پدر رمضان خان کنه بیسی ورضاخان لر دو دروازه سراب وپایین خیابان را گشودند. مردم شهر همزمان عقب نشستند وروی به حرم رضوی نهادند. نادر میرزا که علی رغم غارت اموال حرم وسکه زدن سیم وزر آن وبخشیدن آن همه به مدافعان شهر گمان چنین خیانتی را نداشت،دانست که آن همه نتیجه عزم میرزا مهدی مجتهد بوده است. درنتیجه روی به حرم نهاد تا به تنبیه وی بپردازد. وی نیز همراه علماء واشراف شهر که با او در حرم بودند به استقبال نادر میرزا شتافت تا شاید وی را به نصایح ومواعظ آرام کرده از فکر انتقام منصرف سازد.   محمد ولی میرزا اولین والی خراسان: محمد ولی میرزا نخستین والی خراسان در عصر قاجار می باشد که درسال 1218هجری ق. به حکومت خراسان منصوب شد. وی فرزند چهارم فتحعلی شاه بود که در سن شانزده سالگی این سمت را عهده دار شد وحدود چهارده سال سمت والی گری خراسان را داشت.   زندگی سیاسی محمد ولی میرزا :  محمد ولی میرزا پسر چهارم فتحعلی شاه می باشد که در سال 1203هجری ق. متولد شد ودر یازده سالگی به حکومت سمنان منصوب شد تمام دوران کودکی را در دربار بود و اولین بار در یازده سالگی به سمت حکومت کرمان از طرف فتحعلی شاه منصوب شد. اوحدود5سال در این سمت بود که درسال 1218هجری ق. در سن حدود 16 سالگی به عنوان اولین حاکم خراسان به این منطقه اعزام شد. محمد ولی میرزا با توجه به قدرت نفوذی که در ابتدای کار داشت وخصوصا اینکه وی شاهزاده بود با اقتدار کامل وباحمایت قاطع از طرف مرکز بر این سرزمین حکمرانی می کرد. چهارده سال دوره حکومت وی دارای حوادث ووقایع ناگواری در خراسان است، خصوصا اینکه وی دارای تجربه کافی در امر حکومت نبود وکارها را خود خواهانه انجام می داد. مهم ترین واقعه دوران حکومت محمد ولی میرزا تاخت وتاز وتجاوز ترکمنها به خراسان می باشد که چندین سال وقت حکومت ونیروهای نظامی را به خود معطوف داشت. اگر چه ترکمن های دشت خاوران از سالهاپیش از این به شهرهای خراسان واطراف مشهد دستبرد می زدند وحتی عده ای را اسیر وبا خود می بردند اما گویا به سبب دوستی متقابل حاکم مرو وحاکم خراسان عملا اقدامی دراین مورد نمی شد، تا اینکه در زمان محمد ولی میرزا اقدامی جدی علیه ترکمنها شد.  در دوره حکومت محمد ولی میرزا ترکمنها پی درپی به حدود خراسان تاخت وتاز وتجاوز می کردند واموال مردم را غارت وزنان وجوانان را به اسارت می بردند، که این مسئله سبب به هم ریختگی اوضاع عمومی در خراسان وترس وحشت مردم شده بود. مردم همه نسبت به این حملات سخت ناراحت ونگران بودند. سرانجام محمد ولی میرزا با کمک گرفتن از نیروهای کمکی، که از مرکز فرستاده شده بود، وهمچنین با کمک فرماندهی لشکر خراسان سردار حسین خان قزوینی شدیدا به ترکمنها ی متجاوز حمله بردند وامنیت منطقه وآسایش در خراسان تا حدی برقرار شد. دومین واقعه زمان حکمرانی محمد ولی میرزا طغیان والی هرات،که تا آن زمان تابع دولت ایران و خراسان بود می باشد. فیروز والی هرات،که با کمک فتحعلی شاه هرات را به تصرف در آورده و به این مقام رسیده بود و خود را تابع دولت ایران معرفی میکرد. علیه محمد ولی میرزا والی خراسان طغیان کرد. محمد ولی میرزا ناگریز به هرات نیرو فرستاد. در این لشکرکشی فیروز میرزا شکست خورد و متواری گردید و بعد از آن به قصد تصرف غوریان که محمد ولی میرزا آن را به محمد خان قرائی پسر اسحاق خان از خوانین تربت حیدریه واگذتر کرده بود،به آن حدود تاخت. برادرزاده او، کامران میرزا پسر شاه محمود،که در قندهار بود و با کمک ایران به پست و مقام رسیده بود،به قصد حمله به خراسان و تصرف هرات و غوریان به جانب هرات حرکت کرد و آنجا را به محاصره خود درآورد. فیروز که خود را در خطر می دید به قوای اعزامی دولت ایران که برای سرکوبی کامران میرزا و فیروز به مقابله آمده بود پناه آورد و حاضر شد با پرداخت پنجاه هزار تومان نقد و خراج سالیانه تحت حمایت ایران بماند و خطبه و سکه به نام قتحعلی شاه نماید. نیروهای ایرانی شرایط را پذیرفتند و پس از سرکوبی کامران میرزا،فیروز بار دیگر تحت تابعیت ایران به حکمرانی هرات منصوب شد. در عین حال می توان گفت برخوردهای زشت و نامناسب والی جوان و بی تجربه خراسان با خوانین و بزرگان محلی موجبات عزل وی از خراسان را فراهم آورد. در مدت 14 سال حکومت وی در خراسان که دوران نسبتا طولانی میباشد هر چند تا حدی توانست وضعیت مرزهای خراسان را بهبود بخشد ، خصوصا سرکوبی ترکمنها ولی عملا اقدام مفیدی ، خصوصا در زمینه اقتصادی در خراسان انجام نداد و در واقع هر کاری که مایل بود خود مختار انجام میداد و از طرف مرکز هم چون شاهزاده بود حمایت می شد ، همین موضوع باعث جسوری بیش از حد وی شده بود که سرانجام اهالی خراسان در سال 1332 هـ ق از حکومت وی در خراسان شاکی شدند ، در نتیجه او عزل و به تهران فرا خوانده شد و به جای وی شجاع السلطنه والی خراسان مشخص و تعیین می شود . اگر بخواهیم وقایع حکمرانی دوره محمد ولی میرزا را در خراسان به اختصار و فهرست وار ذکر نماییم بدین ترتیب میباشد : 1-      سرکوبی و قتل نادر میرزای افشار ( 1218 هـ ق ) 2-      سرکوبی و قتل یوسف خواجه کاشغری . 3-      حمایت از امیر ناصرالدین توره در مرو (1219 هـ ق ) 4-      حمله شدید و پیروزی بر ترکمنان متجاوز ( 1220 هـ ق ) 5-      پیروزی بر فیروز الدین میرزا دست نشانده انگلیس در افغانستان . 6-      از دست دادن نواحی شمال در خراسان ( 1223 هـ ق ) 7-      پیروزی و جنگ شایان با ترکمنان دشت خاوران ( 1224 هـ ق ) 8-      سرکوب شورش سران ایالات و طوایف خراسان ( 1225 هـ ق ) 9-      اعدام اسحاق خان قرایی حاکم تربت حیدریه ( 1230 هـق) 10-     اعدام حسنعلی میرزا حاکم کاشمر ( 1230 هـ ق ) 11-     تبعید مصطفی خان میش مست ( 1224 هـ ق )    تحلیل عملکرد اجرایی محمد ولی میرزا : اگر بخواهیم عملکرد اجرایی این شاهزاده جوان و مغرور قاجاری را در طول مدت حکمرانی چندین ساله اش بر خراسان را به داوری بنشینیم می توان گفت که : 1-      وی فرزند چهارم فتحعلیشاه بود که همین امتیاز موچب قدرت و ثروت فراوان او در مدت حکمرانی وی در خراسان بود . 2-      وی از شاهزادگان سپاهی دربار بود که در طول مدت زندگیش سه بار والی گری و یک بار عضویت در دارالشورای کبری را تجربه کرده و در هر سه نیز با شکست مواجه گردیده است. 3-      وی به علت جوان بودن و همچنین حمایت بیش از حد مرکز از وی خود خواه و مغرور بود و دیگران را به حساب نمی آورد خصوصا بزرگان خوانین محلی را احترام نمی گذاشت که این موضوع موجب تیرگی روابط بزرگان خراسان با وی شده بود . 4-      وی درمدت حکمرانی درخراسان محلا اقدام مفیدی انجام نداد ودر حقیقت موارد منفی زندگی او بیشتر ازنکات مثبت وی می باشد از جمله غرور جوانی ،تعصب بی جا ،قساوت قلب ،عصبانیت های بی مورد، قتل وغارت ، عدم تمایل به مشورت خواهی وبی توجهی به فرهنگ ادب وهنر، گرایش به خرافات وجادو و... . در حقیقت دوره طولانی حکمرانی وی در خراسان عملا سودی برای خراسان نداشت. او فقط به فکر خود بود واهمیتی برای مردم قائل نبود،در حالی که بسیاری از نواحی ایران پیشرفت قابل توجهی کرده بودند درخراسان به علت خفقان ودرگیریهای محلی خوانین وضعیت مناسبی نبود ودچار رکود شده بود تا اینکه با آمدن والی جدید تا اندازه ای اوضاع بهبود یافت.   نقش روسیه تزاری وانگلیس در حکومت محمد ولی میرزا: با توجه به وقایع مهم دوران حکومت محمد ولی میرزا که ذکر شد اگر تاملی در ریشه یابی این حوادث داشته باشیم می توان دریافت که نقش استعماری روسیه وانگلیس درراه انداختن شورش ها وقیام های مردمی کا ملا آشکار است. خصوصا در به راه انداختن فتنه یوسف خواجه کاشغری که شوروی از وی حمایت می کرد ودر واقع یوسف خواجه از طرف شوروی مامور شده بود که قیامی را که درحوالی مرزهای خراسان ودشت ترکمن راه اندازد،تابه این ترتیب نیروهای نظامی را به خود معطوف دارد تا به راحتی بتواند به اهداف خود برسد. در واقعه هرات حاکم هرات وکابل با تحریک مستقیم انگلیسی ها بود که بر علیه دولت مرکزی ایران قیام واعلام استقلال می کنند. انگلیسیها مایل بودند افغانستان را ازایران جدا شود وتحت حمایت آنها باشد. به این ترتیب با تحریک حکام افغانستان به سرپیچی با دولت ایران بنای ناسازگاری نهادند تا اینکه هرات از ایران جدا شد.  به هرحال نباید نقش استعمارگران را در بروز نا آرامی ها وشورش های محلی وحتی تحریک خوانین نادیده گرفت. در واقع در عصر قاجار وخصوصا دوره حکومت محمد ولی میرزا آنان به اهداف خود رسیدند.   پایان کار محمد ولی میرزا: محمد ولی میرزا اولین والی مقتدر خراسان در دوره قاجاری بود که توانست مدت طولانی در این سمت باقی بماند، البته رمز باقی ماندن او همانا شاهزاده بودن وی وحمایت کامل فتحعلی شاه از او می باشد. او از همان ابتدای کار روش خشونت واستبداد را درپیش گرفت وسیاست مسالمت ومدارا را با خوانین محلی نداشت،به طوری که او یکی از خوانین مقتدر خراسان را به همراه پسرش را به قتل رساند. به علاوه ظلم وستم بیش از حدی بر زیر دستان خود روا       می داشت وبا غرور بی اندازه ای که داشت بدون مشورت با دیگران عمل می کرد . در عین حال بعد از قتل خان بزرگ تربت حیدریه در خراسان خصوصا مشهد ، اوضاع نا آرام شد و دیگر خوانین خراسان از این اقدام او ناراضی بودند و از یکطرف هم ترس از روش استبدادی وی داشتند ، به طوری که در مدت کوتاهی سراسر خراسان آشوب و فتنه شد . محمد ولی میرزا به علت عدم محبوبیت در بین مردم و خوانین و به دلیل اعمال سوء خود نتوانست اوضاع را بهبود بخشد ، با این وضعیت فتحعلیشاه ناگزیر شد محمد ولی میرزا را از حکومت خراسان عزل نماید .   شجاع السلطنه دومین والی خراسان : حسنعلی میرزا شجاع السلطنه ، ششمین پسر فتحعلیشاه قاجار و برادر بزرگتر و اعیانی حسین علی میرزا فرمانفرما است . وی در سال 1218 هـ ق در سن پانزده سالگی به حکومت تهران منصوب شد . در سال 1332 هـ ق زمانی که به علت اعدام اسحاق خان قرایی و پسرش توسط محمد ولی میرزا اوضاع خراسان به هم ریخته و این کار موجب نگرانی دیگر خوانین محلی شده بود و احتمال بروز شورش در خراسان هر روز شدت می گرفت . شجاع السلطنه برادر محمد ولی میرزا جانشین وی در خراسان شد . وی پس از وزود به خراسان و استقرار در دارالحکومه نسبت به خوانین غایت محبت نمود و توانست در ابتدای کار اوضاع را آرام نماید.    وقایع دوران حکومت شجاع السلطنه در خراسان : در دوران حکومت شجاع السلطنه که حدود شش سال در خراسان به طول انجامید وقایع وماجراهای فراوان در منابع ذکر شده که برسی هرکدام قابل تامل است. اگر بخواهیم تقسیم بندی از وقایع زمان وی داشته باشیم به این ترتیب می باشد: 1 – لشکر کشی به هرات وفتح آن. 2 – سرکوب شورش بنیاد خان هزاره ای (یکی از روسای بزرگ ایلات خراسان). 3 – سرکوب حمله فتح خان در مشهد . 4 – ورود اولین سفر نامه نویس وجهانگرد خارجی به خراسان.  درعین حال در ابتدا به اصالت مطلب بطور اجمالی کلیه وقایع از زبان منابع معتبر ذکر می شود وبعد از آن به تفکیک در باره هر واقعه مطلب مورد نظر بیان می شود. ورود شجاع السلطنه به مشهد در روز هفدهم محرم سال 1232هـ ق. بود. همان روز برادر محمد ولی میرزا نیز مشهد را به قصد تهران ترک کرد.والی جدید ابتدا اسما عیل خان سردار را راهی تربت حیدریه کرد،ووی محمد خان قرائی را وادار به اطاعت از شجاع السلطنه وسفر به مشهد نمود. خان آمد ومتقاضی رجوع به شمال خراسان ومذاکره با خوانیین کرد برای تسلیم آنها شد. اورفت وبازگشت اما باحیله به تدبیر کار خود پرداخت وچون مراد حاصل شد به تربت رفت وبا خوانین هزاره حدود جام راه مودت وسرکشی در برابر والی خراسان را پیمود.  شجاع السلطنه در سال 1334هـ ق به تهران احضار شد،اما دیگر بار به مشهد بازگشت.  سال1236هـ ق نیز با اختلافات میان خوانین خراسان وشاهزاده شجاع السلطنه گذشت،چنان که هم وی به حضور شاه احضار شد وهم جمعی از خوانین در نهایت نور محمد خان دوالو قاجار ،با لشکر خونخوار به خراسان مامور گردید تا مدد کار شاهزاده والی باشد .شجاع السلطنه در آن سال باری به حدود جنوب خراسان وهرات هم یورش برد. از دیگر اخبار آن سال اهدای دری مرصع که به ده هزار تومان اتمام یافته بود توسط فتحعلی شاه برای حرم رضوی بود که توسط عبدالله خان امین الدوله اصفهانی به مشهد ارسال شد ودر آخر سال مزبور با تکریم واحترام فراوان در پایان ضریح مقدس حضرت اقدس رضوی نصب گردید.    طغیان والی هرات وسرکوبی آن: فیروز الدین میرزا حاکم هرات قبل از ورود شجاع السلطنه از اوضاع نا آرام خراسان استفاده کرده سربه نافرمانی گذاشته بود. اومیرزا محمد صادق مروی وقایع نگار ونماینده مرکز را دستگیر وزندانی وغوریان را به وسیله پسرش ملک قاسم میرزا تصرف کرده بود. شجاع السلطنه فرمانفرمای خراسان پس از ورود اطلاع از این طغیان به فیروز الدین میرزا امراکید داد که وقایع نگار را آزاد نماید وغوریان را نیز فوری تخلیه کند وبه مامور اعزامی وی تحویل دهد. حاکم هرات ازاین امر اطاعت کرد واجرا نمود. شجاع السلطنه چون فیروز الدین میرزا حاکم هرات بدگمان شده بود تصمیم گرفت هرات را از ید قدرت او خارج سازد لذا پس از گذشت دو ماه از ورود خود وبرقراری انتظامات خراسان به هرات لشکر کشید. در مسیر خود اول قلعه محمد آباد تربت جام را که مرکز هزاره ای های عاصی بود تصرف کرد. سپس به سوی هرات راهی شد. فیروز الدین میرزا از تصمیم والی خراسان آگاه شد وبا قوای خود به مقابله آمد. لشکر خراسان و قوای افغانی در انجیل برخورد کردند ونبرد روی داد وقوای افغانی را سکست خورد وبه هرات عقب نشست. شجاع السلطنه فیروز الدین میرزا را تعقیب نمود وهرات را به محاصره خود در آورد. سرانجام فیروز الدین میرزا از در اطاعت در آمد ومقرر شد سکه وخطبه به نام فتحعلی شاه برقرار شود. شجاع السلطنه حدود سه ماه باسرکشان جنگید واغلب آنها را به اطاعت در آورد وپس از حصول اطمینان از فرو نشستن طغیان به مشهد برگشت.   شورش بنیاد خان هزاره ای:  هنگامی که شجاع السلطنه مشغول تسخیر هرات وسرکوبی سرکشان آن بود بنیاد خان  هزاره ای از روسای بزرگ هزاره ای خراسان مجددا در محمود آباد تربت سر به مخالفت علیه والی برداشت. به دستور شجاع السلطنه سردار اسماعیل خان دامغانی فرمانده لشکر خراسان با عبدالله خان ارجمندی فیروزکوهی ورستم خان قراگوز لو ومطلب خان به قلعه محمود آباد یورش بردند وآن را تسخیر کردند و بنیاد خان که شکست خورده بود تسلیم شد. ولی پس از چندی باز هم بنیاد خان سر به نافرمانی گذاشت ودر صدد انتقام بر آمد وبه فتح خان وزیر شاه محمود امیر افغانی پیوست و در سال 1233 هـ ق به اتفاق فتح خان با سی هزار سوار مسلح ، مرکب از افاغنه و هزاره ای ها ، برای گرفتن مشهد از هرات حرکت نمودند . لشکر خراسان سریعا به مقابله شتافت و با نبردی سخت نیروی آنها را درهم شکست و متلاشی و متواری ساخت . معتمدالدوله میرزا عبدالوهاب خان نشاط که در اردوی حسنعلی میرزا شجاع السلطنه بود به هنگام بازگشت سواران پراکنده بنیاد خان را از افراد شجاع السلطنه پنداشت و به سوی آنها رفت و به اسارت در آمد و چند روزی در اردوی دشمن بازداشت بود . او از این پیش آمد استفاده کرد و زبان به بیان حقایق گشود و با دلیل و پند بنیاد خان را متوجه تحریفات بیگانه ساخت به لزوم اطاعت و حمایت از دولت راهنمایی نمود . در نتیجه بنیاد خان از کردار خود عذر خواست و اطاعت از دولت را تعهد کرد و با وساطت معتمدالدله میرزا عبدالوهاب خان نشاط مورد عفو والی قرار گرفت و با پیشنهاد ولایت حکومت باخرز ، کوسویه ، غوریان یعنی از تربت جام تا نزدیکی هرات از طرف دولت به او واگذار شد.   نقش استعمار روس و انگلیس در دوره حکومت شجاع السلطنه : برسی جریان طغیانها وشورش ها وجنگهای خوانین پی در پی در دوران فرمانروایی حسنعلی میرزا با شرکت طوایف افغان،هزاره،جمشیدی،ازبک وترکمن در شرق ایران ما را متوجه این حقیقت می نماید که استعمار سیاه تاچه حد برای اجرای نقشه شوم خود طرح نابود کننده ای در دست اجرا داشته است وچگونه در افغانستان برادر را به جان برادر انداخت وهرگاه احساس کرده یکی از آنها به نحوی تقویت شده وممکن است ایجاد خطر وزحمت نمایید، وی به لشکر کشی به خراسان ترغیب نموده ونیرویش را به تحلیل برده واز کارایی آن برای ایجاد خطر  برای مستعمره اش کاسته است. از طرفی متوجه بوده چنانچه نیروهای خوانین که عموما دلیر ورشید رزمنده ووطن پرست هستند،با هم اتفاق واتحاد داشته باشند وصمیمانه از دولت ایران حمایت کنند،باز این تقویت نیرو برای حفظ مستعمره وایجاد سد بین هندوستان ومرز روسیه خطرناک است . پس باید تارسیدن به هدف دائما در این مناطق به ایجاد آتش اختلاف ونفاق بین روسای خوانین خونریز امرا وحکام منطقه دامن زد وآن شعله ور نگاه داشت تاهیچ گاه قوای دولتی وملی به صورت نیروی مقتدر واحد تمرکز نیابد بلکه در شعله های آتش نفاق وجنگ وخون ریزی گرفتار وبرای خاموش کردن آن به خود مشغول باشند و آنها را برای نجات خود از گرفتاری وبازیابی سلامت وموقعیت ومقام از دست رفته اش محتاج به یاری خود سازد وبا این دسائس وتحرکات به سوی هدف پیش رود.  در دوران والیگری شجاع السلطنه در خراسان تغییراتی در خراسان ایجاد شد. چون بسط ونفوذ شجاع السلطنه برای استعمار گران خوش آیند نبود با فشار انگلیس بر ایران فتحعلی شاه       شجاع السلطنه را به تهران احضار کرد وهشتمین پسر خود به نام حجه السلطان را در سال 1238 هـ ق  به خراسان اعزام کرد. از آن جا که وی فردی ضعیف وناتوان بود نتوانست از عهده اداره امور خراسان بر آید،خصوصا خوانین مقتدر که دم از استقلال هم می زدند به طرف خود جلب نماید ناگزیر شد استعفا ومشهد را به قصد تهران ترک کند. فتحعلی شاه ناگزیر شد مجدد حسنعلی میرزا شجاع السلطنه را به حکومت خراسان منصوب واعزام نماید. اوتوانست تاحدی اوضاع متشنجی را که در زمان حجه السلطان ایجاد شده بود را آرام کند. در این موقع جنگ  ایران و روس پیش آمد که برای شرکت در این جنگ از خراسان فراخوانده شد. در جمع بندی وتحلیل دوره حکومت والی گری شجاع السلطنه در خراسان می توان گفت وی دارای شجاعت اداره قوی وتجربه کاری بهتری نسبت به برادر بی کفایت خود محمد ولی میرزا بودبه طوری که او توانست اوضاع نا آرام نابسامانی را که در زمان والیگری محمد ولی میرزا در خراسان ایجاد شده بود تا حدی بهبود بخشید وحتی راه سازش ومدارا را  بجای خشونت با خوانین خراسان اعمال می کرد. او توانست مجددا هرات را مطیع ایران سازد وحتی خطبه وسکه در هرات به نام ایران خوانده وزده شود وتوانست تمامیت ارضی خراسان را حفظ نماید. این حرکات استقلال کرایانه او برای استعمارگران خوشایند نبود جون وی مانع از حضور آنان در خراسان میشد مثلا سرکوبی واقعه هرات ومسایل افغانستان که با جدیت از طرف او پیگیری می شد با سیاستهای توسعه طلبانه استعمار انگلیس مطابقت نداشت به همین علت استعمار انگلیس دائم شاه ایران را به انحاء گوناگون تحت فشار قرلر می داد تا شجاع السلطنه را از حکومت خراسان خلع نماید تا آنان بتوانند به راحتی به اعمال ونفوذ استعمار گرایانه خود ادامه دهند. بدین ترتیب ملاحظه می کنیم استعمار گران در عزل ونصب حکام خراسان به دلیل وجود منافع استعماری دخالت می کردند وسعی داشتند این عزل ونصب ها با نظر آنان باشد.   هلاکو میرزا بهادر : بعد از رفتن شجاع السلطنه به جنگ روس به جای خود هلاکو میرزا پسر بزرگش را به سرپرستی خراسان تعیین کرد وپسر سوم خود ارغون میرزا را هم به حکومت سبزوار منصوب کرد. محمد خان قرائی بعد از سه ماه آغاز به خود سری وطغیان نهاد. رضا قلی خان کرد زعفرانلو هم که رقیب اصلی محمد خان بود هلاکو میرزای والی را بار دیگر خوانین خراسان به محاصره تربت حیدریه برد اما محمد خان حیله ای به کاربرد که همه خوانین والی را به یاد خود رها کردند وهلاکو مایوس وبی دلیل به مشهد بازگشت. با توجه به اینکه در مدت کوتاه والیگیری او فتنه واغتشاشاتی در خراسان ایجاد شد فتحعلی شاه به محض اطلاع از اوضاع حسین خان وبرادرش حسن خان را که از سرداران سابق ایروان بود برای برقراری نظم وامنیت به خراسان اعزام نموده این دو برادر پس از ورود به خراسان موفق شدند با اعمال قدرت نظم وامنیت را درسراسر خراسان برقرار نمایند. حسن خان سردار ایروانی پسر محمد خان والی ایروان بود. وی چندین سال در دستگاه فتحعلی شاه خمت می کرد وپشت ریس غلامان را داشت. در سال 1217هـ ق به فرماندهی لشکر خراسان منصوب شد وتوانست در مدت چهار سال اقتدار خود به حکومت وسلطه اولاد نادر شاه در خراسان وتوابع به کلی خاتمه دهد بین حسین خان ورضا قلی خان زعفرانلو که یکی از خوانین مقتدر خراسان بود اختلاف ایجاد شد وخوانین خراسان به حمایت از رضا قلی خان زعفرانلو برخاستند. فتحعلی شاه با توجه به موقعیت وقدرت ونفوذ خوانین حسین خان را به تهران فراخواند ویکی از شاهزادگان بنام احمد علی میرزا را به والیگری خراسان منصوب کرد.    احمد علی میرزا : احمد علی میرزا نوزدهمین پسر فتحعلی شاه بود که در سال 1245هـ ق به حکومت خراسان منصوب شد خوانین خراسان از او به گرمی استقبال کردند. در مدت کوتاه والیگری احمد علی میرزا الله قلی خان خوارزمی با سپاهی عظیم از ترکمنان وازبکان به حوالی رود تژن رسید احمد علی میرزا باشنیدن خبر حمله امرای خراسان را به مشهد خواند وآنها را به صحرای دالان دشت آمدند وخان خوارزم با شنیدن خبر تجمع خوانین خراسان از عزم خود مایوس شد وبازگشت اما نیروهای والی  به روستاهای پشتکوه که متعلق به صید محمد خان بود حمله بردند وقلعه جعفری از توابع تبادکان را متصرف شدند. سایر قلاع پشتکوه دربند کلات نیز به تصرف سپاه ایران در آمد وتمامی خانوارهای ایل جلایر اسیر شدند وبا اسرای چناران ورادکان معاوضه گردیدند. خود صید محمد خان هم در دره گز به ضرب گلوله کشته شد.   عباس میرزا: عباس میرزا نائب السلطنه پسر دوم فتحعلی شاه قاجار است که درسال 1203هـ  ق. در یکی از مناطق نوای مازندران متولد شد. وی در سن یازده سالگی به وزارت عیسی فراهانی مشهور به میرزا بزرگ وسرداری لشگر ابراهیم خان قاجار به عنوان فرمانروای آذربایجان وولیعهد به آنجا اعزام شد. او در سال 1246هـق. از طرف پدر خود فتحعلی شاه به خراسان اعزام وبه حکومت خراسان منصوب می شود. عباس میرزا تنها حاکم خراسان در دوران قاجار بود که فکر واندیشه های نو داشت وخواهان اصلاحات در کشور بود او توانست نظم وامنیت رادر سرزمین خراسان برقرار سازد. نایب السلطنه برای تحکیم پایه های سلطنت قاجار وجلوگیری از شورش ایلات خراسان وتفرقه انداختن بین محمد خان قرائی ورضا قلی خان که دو تن از خوانین بزرگ ویاغی خراسان بودند یکی از دختران خود را به عقد پسر محمد خان ودختر محمدخان قرائی را به عقد یکی از پسران خود درآورد. با این سیاست یکی از شورشیان خراسان را از میدان مبارزه بیرون برد.   عباس میرزا در سال 1248هـ ق. ایل هزاره های سرخس را سرکوب وآنجا را تصرف کرد وهمه شورشیان را مطیع خود ساخت او حاکم یاغی کاشمر را هم دستگیر وآنجارا آرام ساخت. بعد از تمرد محمد خان قرائی با وجود وصلت واتحادی که با اوبسته بود به طرف محمود آباد تربت جام که در تصرف محمد خان قرائی بود رفت وآنجا را به تصرف در آورد ومحمد خان وبرادرنش را دستگیرکرد. مهم ترین لشکر کشی عباس میرزا در خراسان به شهر سرخس بود. چون در این شهر طلا وجواهرات فراوان بود وبه علاوه اسرای خراسانی در آنجا به فروش گذاشته می شدند. عباس میرزا در مدت کوتاهی تمامی خوانین سرکش خراسان را سرکوب ودستگیر کرد که مهمترین آنان به شرح ذیل است: 1 – محمد خان قرائی حاکم تربت حیدریه 2 – محمد تقی خان عرب میش مست حاکم کاشمر 3 – مهدی قلی خان برادر محمد خان قرائی 4 – رضا قلی خان ایلخانی زعفرانلو حاکم قوچان وچناران. اقدامات عباس میرزا در خراسان انگلیسیها را سخت دچار هراس و وحشت کرد آنها از این لشکر کشی ناراضی بودند زیرا تصور می کردند که روسها باعث شدند دولت ایران به خراسان واز آنجا به افغانستان لشکر کشی کند واین کار را یک نوع خطر جدی برای هند تلقی می کردند. به همین علت در صدد جلوگیری از آن بر آمدند در همین زمان است که می بینیم جاسوسان بدون هیچ مشکلی وارد کشور ایران شده روسای قبایل والی  بانفوذان محلی را به یاغیگری و ضدیت با دولت ایران تشویق می کردند. این درحقیقت سیاست استعماری انگلیسیها بود که در مرو ترکمنها را به تصرف گرگان تشویق نمودند ودر خراسان افغانها را برای تصرف سیستان محرک شدند ودر بغداد عثمانیها را برای تصرف قسمتی از خاک ایران تحریک نمودند. به هر حال نقش آشکار استعمار انگلیس ودخالت او در اوضاع خراسان در دوره عباس میرزا به وضوح دیده می شود.   والیان خراسان در سلطنت محمد شاه   اللهیارخان آصف الدوله آصف الدوله از زعمای قاجار و در زمان فتحعلی شاه وزیر،حاجب شام و امیری محترم بود.خواهر وی را هم عباس میرزا به عقد خود درآورد بود که محمد شاه از او ولادت یافته بود. وی با چنین جایگاهی راهی خراسان شد. در واقع یکی از اولین اقدامات محمد شاه احضار قهرمان میرزا از خراسان و سپردن این ولایت به اللهیارخان آصف الدوله بود. وی در سال 1250 ه. ق به حکومت خراسان منصوب شد. معروف است که آصف الدوله به طمع خراسان و افغانستان با انگلیسیها در پنهانی سازش داشته و چون جنگهای اول و دوم روس برای تضعیف ایران و به تحریک انگلیسیها بود،آصف الدوله هم در این میانه آلت دست آنان بود. مهمترین وقایع دوران حکومت آصف الدوله: حکومت خراسان تا سال 1262 ه. ق در اختیار آصف الدوله و پسرش بود. در زمان حکومت آصف الدوله 1255 ه. ق شورشی علیه یهودی های ساکن مشهد رخ داد که منجر به قتل حدود دویست نفر از آنها شد. حدود هشتصد سوار از ترکمنها در سال 1257ه. ق از سرخس به اطراف مشهد آمدند. آنها در راه بازگشت به حاکم موقت مشهد محمد ولی خان دوالو که آن روزها به نیابت عمویش«آصف الدوله» حکومت مشهد را داشت و به شکار رفته بود برخوردند. ترکمانان حاکم را با خود به اسارت بردند و در نتیجه حکومت مرکزی ایران جهت بازگرداندن او سفیری به دربار خاندان خوارزم الله قلی خان فرستاد در نتیجه خراسان و مشهد که از دست آصف الدوله رها شده بود عاقبت در سال 1262 ه. ق سر به طغیان برداشت. چون او شغل تولیت را خود به عهده نگرفت. بعد از مرگ میرزا موسی خان در عوض پسرش حسن خان را حاکم و والی خراسان نامید.   والیان خراسان در دوره سلطنت ناصر الدین شاه   حشمت الدوله حمزه میرزا حشمت الدوله پسر بیست و یکم عباس میرزا نایب السلطنه و برادر اعیانی سلطان مراد،میرزا حسام السلطنه است که در سال 1236 ه. ق به حکومت خراسان منصوب شد. وی وقتی که اطلاع یافت برادرش حسام السلطنه از طرف دولت مامور قلع و قمع حسن خان سالار شده و به نیشابور آمده است،از غوریان حرکت کرد و به نیشابور آمد و در آن جا مطلع شد که او به تهران احضار و حسام السلطنه به حکومت خراسان منصوب شده است. لذا به تهران مراجعت کرد و به حکومت آذربایجان منصوب شد. حشمت الدوله در مدت حدود دو سالی که والی خراسان بود بیشتر وقت او صرف جنگ با سالار شد. در سال 1263 ه. ق با نیروهای سالار روبرو شد که سالار عقب نشینی کرد. در سال 1264هـ ق زمانی که شاهزاده حمزه میرزا به دنبال سالار در حدود اردکان بود از مشهد خبر رسید که «ملاحسین بشرویه ای» در مشهد به تبلیغات بابیگری مشغول است و گروه زیادی به او پیوسته اند، آن چنان که بیم فتنه می رود. در نتیجه حمزه میرزا امر کرد تا وی را دستگیر کرده و به اردو فرستند. در مدت کوتاه والیگری حمزه میرزا،وی دائم درگیر جنگ بود. سالار و امرای خراسان از وی اطاعت نمی کردند. حمزه میرزا مجبور شد در سال 1265 ه. ق همراه یار محمد خان حاکم مقتدر هرات که برای کمک و مساعدت او به مشهد آمده بود به هرات برود. مدت سه ماه و نیم در دو فرسخی غوریان توقف کرد و در این مدت یار محمد خان در انجام همه گونه خدمات نسبت به وی فرو گذار نکرد. هنگامی که شنید سلطان مراد میرزا مامور قلع و قمع سالار و به نیشابور وارد شده، حمزه میرزا به نیشابور آمد و در اینجا بود که به فرمان احضار او و انتصاب سلطان مراد میرزا به حکومت خراسان رسید و حمزه میرزا به تهران برگشت و به والیگری آذربایجان انتخاب شد.   حسام السلطنه: سلطان مراد میرزا حسام السلطنه پسر سیزدهم عباس میرزا نایب السلطنه که در ربیع الثانی 1223هـق متولد شد و از شخصیتهای باکفایت سلسله قاجار بود که در سال 1265هـ ق به انتخاب امیر کبیر به حکومت خراسان منصوب گردید.   وقایع مهم دوران حکومت حسام السلطنه: حسام السلطنه در سال 1265 ه. ق وارد مشهد شد و این شهر را که در اختیار سالار بود تصرف کرد. پس از تصرف مشهد و اقدام حسن خان سالار،که مدتها با او درگیر جنگ بود و سرانجام توانست فتنه سالار را پایان دهد،به تامین امنیت در سراسر خراسان پرداخت. حکومت وی تا سال 1270 ه. ق به مدت پتج سال در خراسان طول کشید. از طرف دولت به حسام السلطنه والی خراسان امر شد که به هرات برود و آن جا را تصرف نماید. حسام السلطنه ابتدا سام خان ریئس ایل زعفرانلو با پانصد نفر به هرات فرستاد و بعد خودش به سمت هرات حرکت کرد و آن جا را تصرف کرد. چون تصرف هرات از طرف دولت ایران برخلاف میل باطنی انگلستان بود،فتح هرات سبب شد که میان انگلستان و ایران جنگ درگیرد. این جنگ از جنگ هایی است که برای ایران خیلی رسوائی به بار آورد و آخرالامر هم به کمک میرزا آقا خان نوری صدر اعظم دست نشانده خودشان منتهی به عقد معاهده پاریس در سال 1273هـ ق گردید و به موجب این قرارداد دولت ایران افغانستان را یکسره به دولت انگلیس بخشید. قبل از انعقاد معاهده حسام السلطنه قاصدها فرستاد ، فریاد ها کرد که در هندوستان شورش عظیم بر پا شده هر چه از انگلیسیها بخواهید خواهند داد بیدار باشید. در ماجرای تسخیر هرات توسط انگلیسیها حسام السلطنه مخالف بود و همین امر موجب شد که طرف بی مهری انگلیس و میرزا آقاخان نوری قرار گیرد و از حکومت خراسان معزول شود. لشکری کشی در دوران حکومت حسام السلطنه در خراسان علاوه بر ختم فتنه سالار در خراسان و لشکر کشی به هرات شهر سرخس را هم متصرف شد. اوضاع خراسان خصوصا مشهد تا حدی به حالت عادی برگشته بود و قیمت اجناس کاهش یافته بود. در سال 1267 ه. ق در مشهد و قوچان و تربت حیدریه زلزله شدید شد. در آن سال چون خان خوارزم سفیر به دربار شاه ایران فرستاده بود،رضا قلی خان هدایت مامور سفارت خوارزم رسیده بود حسام السلطنه از مشهد به سرخس رفته و درگیر جنگ با ترکمانان آن شهر بود.   فریدون میرزا قاجار : فریدون میرزا قاجار پسر پنجم عباس میرزا نائب السلطنه است. هنگامی که پدرش به سرپرستی خراسان منصوب شد همراه وی به خراسان آمد. عباس میرزا اورا به نیابت خود در حکومت آذربیجان تعیین کرد وبه تبریز فرستاد . فریدون میرزا در سال 1270هـ ق به جای برادر اعیانی خود سلطان مراد میرزا حسام السلطنه به تهران احضار شده به حکومت خراسان منصوب گردید . وبه وزیر نظام ماموریت داد تا به  مرمت وبهسازی ایوان طلا ومسجد گوهر شاد بپردازد نیز دکانهایی که بعضی از مردم بی انظباط در حواشی خیابان ساخته بودند ودر آن جا بازی می کردند بسته شد. مهمترین اقدامات فریدون میرزا در دوران حکومت وی در خراسان این بود که به امر او زنان فاحشه مستقر در کاروانسراها وپسران امردی را که در بعضی حمام های شهر بود جمع کردند. دوصحن عتیق وجدید را که به سنگهای نا مسطح فرش شده بود وسبب آسیب مردم می شد به سنگ مسطح فرش کردند. کف حرم وبعضی بناهای دیگر را نیز سنگ فرش کردند وهم خرابی های حرم وصحن را مرمت وتزئین کردند. کناره های نهر را با سنگهای محکم وساروج دیوار کشیدند. بر روشنایی حرم افزوده شده وکتابخانه استان قدس منظم ومرتب گردید. در جنب در غربی صحن عتیق در جنوب بست بالا کاروانسرا وبازاری بزرگ احداث کرد که بعدا به کراونسرای وزیر نظام شهرت یافت.    انتصاب مجدد حشمت الدوله به حکومت خراسان : سلطان مراد حسام السلطنه در سال 1272هـ ق پس از فوت فریدون میرزا برای بار سوم به فرمانروایی خراسان منصوب واعزام شد وی تا سال 1275 هـ ق  در این مقام بود در این سال از خراسان احضار شده وبه جای او حمزه میرزا حشمت الدوله برای دومین بار به حکومت خراسان منصوب شد.     وقایع و اقدامات مهم دوران حکومت : اولین اقدامی که حشمت الدوله در هنگام ورود به خراسان در مشهد انجام داد با لشکری عظیم جهت سرکوبی ترکمنان عازم سرخس شد ترکما نان یاغی این منطقه را سرکوب کرد وپس از تخریب فراوان زراعات وزمین های ترکما نان به مشهد باز گشت وحدود چهار هزار خا نوار از ایلات سلحشور خراسان با تعداد زیادی سرباز ونظامی را در قلعه سرخس مستقر گردانید.  در سال 1276 هـ ق  به دستور حشمت الدوله مهما نخانه حضرت که برای استراحت زوار محتاج در مجاورت مطبخ خانه حضرتی توسط متولی ساخته شده بود به پایان رسید. مهم ترین حادثه در دوران حکومت حشمت الدوله در 1276هـ ق یکسره شدن کار خراسانی ها با ترکما نان دشت خاوران بود که در پایان آن سال و اوایل سال بعد به گونه ای فاجعه آمیز با شکست حشمت الدوله والی ووزیرش قوام ا لدوله از ترکما نان به نتیجه رسید.    پایان کار حشمت الدوله: حشمت الدوله بعد از این که برای بار دوم به حکومت خراسان منصوب شد سخت مغرور گردید. در ماجرای لشکر کشی وی به به مرو با حدود شصت هزار نیروی نظامی از خراسان ومرکز که در اختیار داشت در مقابل ده هزار نیروی نظامی ترکمن شکست خورد. باید علت این شکست را در بی کفایتی فرمانده دانست که با آن همه نیروی نظامی وامکانات شکستی مفتضحانه می خورد. این امر موجب تضعیف موقعیت و قدرت حشمت الدوله شد. هر چند مقصر اصلی این شکست بی کفایتی حشمت الدوله بود،ولی چون وی مقام شاهزادگی داشت تمام تقصیرها را به قوام الدوله نسبت داد. در عین حال بعد از این شکست ذلت بار حشمت الدوله به تهران فراخوانده شده و از حکومت خراسان عزل گردید.   جلال الدوله: سلطان حسین میرزا جلال الدوله پسر پنجم ناصر الدین شاه است،که در سال 1269 ه. ق در سن ده سالگی به وزارت و پیشکاری میرزا محمد خان قوام الدوله به حکومت اصفهان منصوب شد و در سال 1281 ه. ق با پیشکاری طهماسب میرزا موئد الدوله به حکومت خراسان تعیین گردید.وی در این ماموریت در سن شانزده سالگی در سال 1285 ه. ق در گذشت. او حدود چهار سال در خراسان حکومت کرد.   وقایع مهم دوران حکومت: میرزا محمد خان قاجار دولو سپهسالاری،مدتی صدر اعظم دولت ایران بود و مدت کمی هم وزارت جنگ را بر عهده داشت. در سال 1283هـ.ق شاه او را با عنوان پیشکاری پسر خود،سلطان میرزا جلال الدوله به حکومت خراسان و تولیت آستان قدس رضوی منصوب شده بود فرستاد. در حقیقت حکومت خراسان اسما با جلال الدوله و رسما با سپهسالار بود،ضمنا حکومت خوار، سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام، استرآباد و سیستان را هم ضمیمه فرمانروایی خراسان کرد. سپهسالار در سال 1284 هـ ق در مشهد فوت کرد.  جلال الدوله در سال 1285 ه.ق به علت بروز بیماری وبا در مشهد در گذشت.   حسن خان شهاب الملک، نظام الدوله: نظام الدوله در سال 1289 ه.ق از طرف ناصرالدین شاه به سمت والیگری خراسان منصوب و به این منطقه اعزام می شود. او تا سال 1292 ه.ق در این سمت بود و حدود دو و نیم سال در خراسان حکومت کرد. وی قبل از این دارای مناصب حکومتی دیگر در دربار بود.   وقایع مهم دوران حکومت: حسین خان یوزباشی شهاب الملک، نظام الدوله، شاهسون در سال 1273هـ.ق هنگام لشکر کشی به هرات و فتح آن جزو سپاهیان بود و در آن سپاه از سرکردگاه به شمار می آمد. در همین سال به اتفاق امیر حسین خان زعفرانلو شجاع الدوله حکمران قوچان،که او هم در این جنگ شرکت داشت به تهران آمدند و مورد تشویق ناصرالدین شاه قرار گرفتند. وی در سال 1282 ه.ق به ریاست لشگر خراسان منصوب شد. او در مدت کوتاه حکومت خود برای جلوگیری از تجاوزات ترکمنها که دائما به حدود خراسان می تاختند و مال مردم را غارت و زن و دختر و ساکنین مناطق مرزی را به اسارت می بردند شدیدا مبارزه کرد و تا حدی به سرکوبی آنها موفق شد. نظام الدوله تا سال 1292 ه.ق والی خراسان بود و در این تاریخ فوت کرد و به جای او محمد ناصر خان به حکومت خراسان منصوب گردید.   محمد ناصر خان قاجار دولو ، ظهیر الدوله: محمد ناصر خان پسر محمد ابراهیم خان سردار،یکی از امرا و بزرگان قاجاریان است. وی در سال 1284 ه.ق که حکومت خراسان اسما به عهده سلطان حسین میرزا جلال الدوله پسر شاه بود. عملا امور فرمانروایی ولایت خراسان را به عنوان وزیر و پیشکار شاهزاده در اختیار داشت. ظهیر الدوله پس از در گذشت حسن خان نظام الدوله در سال 1292 ه. ق به حکومت خراسان منصوب شد و در حدود دو سال در مشهد حکومت کرد.     وقایع مهم دوران حکومت: در دوران والیگری ظهیر الدوله سیستان هم جزء قلمرو وی شد.در سال 1292 ه.ق تلگراف به برخی از ولایات که فاقد آن بودند کشیده شد. در نتیجه تلگراف خراسان هم آغاز شد که در سال بعد به مشهد رسید. ترکمانان نیز در همان سال به سرداری«خوجه قه» به خراسان یورش آوردند اما سردارشان کشته شد و عهده ای از آنان اسیر شدند. در دوره والیگری ظهیر الدوله بود که یکی از افسران انگلیسی به نام «کلنل مک گرگر» به خراسان و مشهد آمد و مشاهدات خود را از این شهر در سفر نامه مشهورش با عنوان «شرح سفری به ایالت خراسان»تحریر کرده است.   محمد تقی میرزا رکن الدوله: محمد تقی میرزا رکن الدوله چهارمین پسر محمدشاه و برادر کوچک ناصرالدین شاه قاجار است. وی در سال 1262 ه. ق متولد و در سال 1293 ه.ق به جای ظهیر الدوله به حکومت خراسان منصوب گردید و تا سال 1298 ه.ق حدود پنج سال در خراسان حکومت کرد.   وقایع و اقدامات دوران حکومت: مهم ترین واقعه در دوره حکومت رکن الدوله پیشروی روسیه تزاری بسوی مرزهای ایران و تصرف مرو توسط روسیه می باشد. بر اثر پیشروی و تسلط روسهای تزاری بر مناطق،ترکمنستان و ادامه آن به نواحی مرزی شمال شرق خراسان،تصرف بخارا، سمرقند، دشت ترکمن، سرخس و هرات در معرض خطر ارتش روسیه قرار گرفت. دولت ایران برای جلوگیری از گسترش نفوذ و تصرفات روسیه اقداماتی به عمل آورد، ولی بی نتیجه ماند و پیشروی روسها در این مناطق همچنان ادامه داشت و مرو را هم به تصرف در آورند. در دوره حکومت رکن الدوله در خراسان ترکمنتازیها نیز هم چنان ادامه داشت. از اهم این تاخت و تازها در سال 1293 ه.ق حمله ای پانصد نفره به خراسان با سرداری«ادنه نفس» و «عاشور لنگ» بود که مصطفی خان سردار خراسان آنها را شکست داد و عاشور لنگ را با هشتاد ترکمان مقتول و ادنه نفس را با دوازده تن دیگر اسیر کرد. اولین آمار گیری مشهد در سال 1295 ه.ق در دوران رکن الدوله انجام شد. که ابتدا نام هر صاحب خانه یا واحد مسکونی ثبت شده و بعد جلو نام او در چند ستون شغل وی، تعداد خانوار، جنسیت، پیری و جوانی آنها،وضعیت اجتماعی صاحب خانه و بلاخره بومی یا مجاور بودن او ذکر شده است.       حسین خان مشیر الدوله ، سپهسالار اعظم: میرزا حسین خان مشیر الدوله،سپهسالار اعظم ناصرالدین شاه و پسر ارشد میرزا نبی خان امیر دیوان قزوینی است که درسال 1243 ه.ق متولد شد. میرزا حسن خان از تحصیل کرده های خارجی و به زبان فرانسه آشنایی داشت. در کارها بسیار جدی بود. پشتکار،خستگی ناپذیری،همت بلند و دلیری و شهامت او قابل توجه بوده است. وی مدتها وزیر جنگ و صدر اعظم دولت ایران بود و بعد حاکم گیلان و قزوین شد و مدت داوزده سال هم در دربار عثمانی سفیر ایران بود و بعد به وزارت عدلیه منصوب گردید.سپهسالار در رجب 1298 ه.ق به فرمان ناصر الدین شاه به جای محمد تقی میرزا رکن الدوله به حکومت خراسان و تولیت آستان قدس رضوی منصوب گردید.   وقایع مهم دوران حکومت: ناصرالدین شاه در سال 1300 ه.ق با جمعی از درباریان از راه دماوند و فیروز کوه، قزوین، شیروان، قوچان و چناران به مشهد مسافرت کرد . واقعه مهم دیگری غیر از مسافرت ناصر الدین شاه به خراسان با توجه به کوتاه بودن دوره حکومت وی رخ نداد،سرانجام حسین خان مشیر الدوله به علت بیماری در سن پنجاه و هفت سالگی در مشهد در گذشت. از آثار خیریه او که به جا مانده مسجد معروف  سپهسالار و عمارت باغ بهارستان می باشد که تا کنون باقی مانده است.   میرزا عبدالوهاب آصف الدوله: میرزا  عبد الوهاب خان در سال 1301 ه.ق به لقب آصف الدوله ملقب شد و به جای محمد تقی رکن الدوله به حکومت خراسان و تولیت آستان قدس رضوی تعیین و اعزام گردید. مدت حکومت آصف الدوله در خراسان یک سال و نه ماه به طول انجامید و در این مدت با نهایت استبداد و سختگیری حکم راند و در نتیجه سر و صدای مردم بلند شد و منجر به انقلاب  گردید.   وقایع مهم دوران حکومت: یکی از مهم ترین وقایع دوران حکومت آصف الدوله قیام مردم مشهد می باشد. آصف الدوله شیرازی والی خراسان در اوایل سال 1304 ه.ق تصمیم گرفت املاک یکی از خوانین را به جبر از او خریداری نماید بگیرد. ابوالقاسم خان مالک حاضر به فروش املاک خود نشد و به علی مردان خان نصرت الله رئیس ایل تیموری خراسان اجاره داد. سپس از ترس آصف الدوله در حرم مرقد مطهر حضرت رضا(ع) بست نشت. آصف الدوله دستور داد او را از بست بیرون بکشند و بر اثر این هتک حرمت به ساحت مقدس امام،مردم مشهد به ارشاد روحانیان و مخالفت آصف الدوله مغازه ها و بازارها را بستند و علیه او قیام و شورش کرده و ارگ را محاصره کردند. در دوره آصف الدوله در خراسان تعدی روسها به مرزهای شمالی خراسان تا حدود سرخس آغاز شد. خراسان و مشهد در پاییز و زمستان سال 1302 ه.ق لحظات پر تب و تابی را می گذراند،روس و انگلیس بر تعیین حدود مرزی خود کاملا مسلح و پرخاشگر رو در روی هم ایستاده بودند،حدود سرخس تا هرات هم منطقه اصلی مورد جدال بود. بدین سبب مدام اخبار پریشان خراسان به تهران می رسید. در آن حال آصف الدوله در صدد مال اندوزی و تحکیم زورمدارانه برای پرکردن جیبهای خود بود،در نتیجه اوضاع خراسان روز به روز حادتر می شد.   محمود خان ناصر الملک: محمود خان قراگوزلو، ناصر الملک فرمانفرمای همدانی از بزرگان طایفه قراگوزلو و از رجال دوره قاجاریان و جد ناصر الملک نایب السلطنه احمد شاه است. محمود خان در سال 1269 ه. ق نایب اول سفارت ایران در سن پترزبوگ بود. بعد کاردار سفارت شد و سال 1273 ه. ق به تهران برگشت و در سال 1275 ه. ق به دریافت منصب امیر تومانی و لقب ناصر الملک نایل گردید. او بعد به سمت وزیر تجارت انتخاب و در سال 1279 ه. ق وزیر مختار ایران در انگلستان تعین شد. ناصر الملک در سال 1303 ه. ق که مردم مشهد علیه آصف الدوله شیرازی قیام کردند بسمت والی خراسان انتخاب و با اعطای لقب فرمانفرما، به مشهد اعزام گردید.   وقایع مهم دوران حکومت : در سال 1304 ه. ق ترکممنان حدود بجنورد و گرگان،دست به اغتشاشاتی زدند و آرامش آن منطقه را به هم ریختند و به دستور ناصر الدین شاه،وجیه الله میرزا سیف الملک با یک هنگ سرباز به آن جا اعزام گردید تا شورش ترکمنان را سرکوب کند. ضمنا یار محمد خان سهام الدوله شالدلو حکمران بجنورد و گرگان نیز معزول و حکومت آن جا هم به سیف الملک محول گردید.  سیف الملک در این ماموریت موفق شد ترکمنها را شدیدا سرکوب نماید و آرامش و امنیت را به منطقه برگرداند.   فتحعلی خان صاحب دیوان: میرزا فتحعلی خان صاحب دیوان،وزیر نظام، پسر دوم حاج میرزا علی اکبر قوام الملک شیرازی و داماد فتحعلی شاه بود. نامبرده در سال 1236 ه. ق در شیراز متولد شد و در سال 1314 ه. ق در سن 78 سالگی فوت کرد. فتحعلی خان صاحب دیوان در اوان جوانی در دستگاه صدر اعظم مشغول به کار بود، بعد از آن در وزارت دارایی به کار مشغول شد. وی در سال 1245 ه. ق صاحب دیوان رسائل فتحعلی شاه و در سال 1275 ه. ق به حکومت یزد منصوب گردید و در سال 1280 ه. ق به حکومت لرستان و جندی بعد به حکومت خوزستان و اصفهان منصوب شد. صاحب دیوان مناصب حکومتی فراوان داشت و حدود شصت سال از عمر خود را در ماموریت . حکومت گذرانید. وی در سال 1308 ه. ق به سمت والی خراسان تولیت آستان قدس رضوی منصوب شد و حکومت او تا سال 1310 ه. ق در مشهد به طول انجامید.   وقایع مهم دوران حکومت: جنبشی اعتراضی از طرف مردم علیه واگذاری تنباکو به شرکت«رژی» انگلیسی به مشهد هم سرایت کرد. در سال 1309 ه. ق در افغانستان بیماری وبا پیدا شد. بنابراین در مرزهای خراسان با آن کشور از جمله در تایباد مامور قرنطینه گماشتند. اما کاری از دست ایشان برنیامد و وبا به مشهد سرایت کرد و حدود بیست هزار نفر از اهالی شهر و اطراف آن را کشت.   ابوالفتح میرزا: ابوالفتح میرزا موئد الدوله،پسر بزرگ سلطان مراد میرزا حسام السلطنه و داماد ناصر الدین شاه بود. وی مدتها به جای پدرش حکومت یزد و اصفهان را عهده دار گردید و بعد هم خود به حکمرانی زنجان، گیلان و کردستان منصوب گردید. موئد الدوله در شعبان 1310 ه. ق به جای میرزا فتحعلی خان صاحب دیوان به سمت والی خراسان از طرف ناصر الدین شاه منصوب گردید و تولیت آستان قدس رضی را هم خود بر عهده گرفت.   وقایع مهم دوران حکومت: در اواخر سال 1310 ه.ق روسها تغییراتی را در مفاد قرارداد«آخال» بر دولت ایران تحمیل کردند. از جمله این تغییرات انفکاک قصبه ییلاقی و خوش آب و هوای «فیروزه» از خراسان و تحویل آن به روسها مستقر در عشق آباد بود. هم زمان با بیرون کردن کردهای ایرانی ساکن فیروزه در هشتم جمادی الاول 1311 هـ ق زلزله شدیدی قوچان را لرزاند که حدود ده هزار خانوار قوچانی را زیر آوار برد ، اما چندان صدمه ای به مشهد نزد . نوشته اند که پس از زلزله هم نیم متر برف بارید.       غلامرضا خان آصف الدوله: غلامرضا خان شهاب الملک آصف الدوله پسر حسین خان نظام اللدوله شاهسون اینالو در جوانی وارد خدمت نظام شد ودر سال 1295هـ ق حاکم کرمان وبلوچستان گردید ودر سال 1298هـ ق به حکومت کرمانشاه منصوب شد. او مدتی به جای کامران میرزا نایب السلطنه به حکومت مازندران رفت ودرسال 1308هـ ق به حکومت خوزستان منصوب گردید. غلامرضا خان آصف الدوله در سال 1312هـ ق به سمت حکومت خراسان منصوب واعزام شد. ولی مدت حکومت او در خراسان زیاد طول نکشید ومحمد تقی رکن الدوله برای چندمین بار به حکومت خراسان منصوب گردید واو به مرکز احضار گردید.  در همین زمان روسیه به بهانه بروز طاعون در هندوستان و افغانستان گروهی قزاق را وارد مشهد کرد تا مثلا به قرنطینه در مرزهای ایران وافغانستان وایران بپردازند، و این آغاز مداخلات جدی روسیه در کار خراسان بودکه نهایتا در سال1330ه ق منجر به توپ بستن حرم رضوی شد. در مدت کوتاه حکومت آصف الدوله در خراسان ، مشهد وضعیت مناسبی نداشت ، خصوصا اینکه خراسان دچار رکود اقتصادی شده بود و مسایل اصلی مرکز و ترور ناصر الدین شاه تمامی مسایل داخلی حکومت را تحت الشاع قرار داده بود.    والیان خراسان در دور سلطنت مظفرالدین شاه و محمد علی شاه   سلطان حسین میرزا نیرالدوله: سلطان حسین میرزا ملّقب به نیرالدوله پسر پرویز میرزا نیرالدوله پسر پنجاه و سوم فتحعلی شاه بود،ولی در سال1318ه ق. زمانی که محمد تقی میرزا رکن الدوله برادر ناصر الدین شاه درگذشت با دادن رشوه قابلی به شاه وصدرالعظم به جای وی به حکومت خراسان  منصوب شد وحکومت او تا سال 1323هـ ق. ادمه داشت.   وقایع مهم دوران حکومت: مهم ترین واقعه زمان حکومت نیرالدوله اغتشاش به خاطر کمبود نان بود.عده ای از زنان می خواستند داخل قنسولگری روسها بشوند و می گفتند گندم را تجار به قیمت واقعی نمی فروشند و گندم در اختیار تجار بزرگ است که آنان احتکار کرده اند. تمامی دکانها بسته شده، حتی قنسولگری انگلیس در مشهد نسبت به این وضعیت نگران شده بود و معتقد بودند به اشخاصی که گندم را انبار کرده اند به قیمتی که معین شده گندم خود را بفروشند واگر نفروشند، گندم آنها ضبط خواهد شد. نان خرواری بیست و چهار تومان است و اگر از این گرانتر شود اغتشاش زیادتر خواهد شد. احتمال دارد روسها برای حفظ رعایای خود قشون بفرستند.   آصف الدوله: غلامرضا خان اصف الدوله شاهسون در سال 1323ه ق. به جای سلطان حسین میرزانیرالدوله برای بار دوم به حکومت خراسان منصوب گردید میر سید محمد کاظم تبریزی داماد ناصر الدین شاه نیز به تولیت آستان قدس رضوی تعیین شد. آصف الدوله با مردم رفتاری ظالمانه داشت و بر اثر اعمال خشونت آمیز او در سال 1325ه ق. مردم به ستوه آمده، جمعیت زیادی به صحن مطهر امام رضا(ع) ریختند و بست نشستند و به ظلم و تعدی او اعتراض وشکایت کردند. آصف الدوله به سربازان خود دستور شلیک به مردم را داد که این گونه اعمال وی سرانجام موجبات عزل و بر کناری او از حکومت خراسان را فراهم می کند.   وقایع مهم دوران حکومت:                             یکی از وقایع مهم دورهً حکومت غلامرضاخان آصف الدوله شاهسون در خراسان حملهً پانصدسوار ترکمن به چادرهای کردان طایفهً باشکانلو در قوچان بود و در نتیجه به اسارت بردن چهل و نه نفر زن، دختر و پسر ، کشتار دوازده نفر و غارت اموال آن طایفه است، که بر اثر شکایات و پی گیری بستگان، اسیران و شخص نمایندگان آنها در مجلس شورا که مقارن بود با آغاز مشروطیت، به دستور دولت کمیسیون تحقیقی مرکب از نمایندگان وزارت دادگستری ، وزارت کشور ،وزارت امور خارجه ، نمایندگان مجلس شورا،نمایندگان شاکیان و عده ای از قوچانیها به نام مطلع در وزارت دادگستری تشکیل گردید.   غلامحسین صاحب اختیار: غلامحسین خان صاحب الختیار پسر میرزاهاشم خان امین الدوله ،در سال 1276ه.ق متولد شد. وی در سال 1301ه.ق سمت تفنگدار باشی یافت و در سال1309ه ق. ملقب به وزیر مخصوص گردید. وی در سال 1314ه ق. وزیر دربار مظفرالدین شاه شد و از سال 1317ه ق. تا 1320ه ق. وزارت دادگستری را به عهده داشت. غلامحسین خان در سال 1325ه ق. ملقب به صاحب اختیار گردید و حکومت فارس منصوب شد ،ولی مدت حکومتش بیش از سه ماه طول نکشید و در سال 1326ه ق. به حکومت خراسان اعزام گردید ومدت چهار سال والی خراسان بود. وی مناصب و القاب حکومتی فراوان داشت. در سفر آخر مظفر الدین شاه به اروپا که محمدعلی میرزا ولی عهد در تهران به عنوان نایب السلطنه تعیین شده بود صاحب اختیار خیلی ترقی کرد و تقریباً اول شخص دربار شد. با میرزا حسن مستوفی بسیار نزدیک و رفیق بود و در دو کابینهً او وزیر جنگ بود و یک بار هم ریس دفتر مخصوص احمد شاه گردید . صاحب اختیار مردی بود نیک نفس و نظر بلند ، هر چه از هر جا در می آورد خرج میکرد وهر چه هم در آورده بود و به ارث از این و آن به او رسید در زمان حیاتش خرج خود کرد و چندان چیزی از خود باقی نگذاشت. .     والیان خراسان در دوره سلطنت احمد شاه   علی نقی میرزا رکن الدوله(دوم): علی نقی میرزا رکن الدوله پسر بزرگ محمد تقی میرزا  رکن الدوله است که چندین بار والی خراسان شد. علی نقی میرزا ابتدا لقب عین الملک داشت. پس از در گذشت پدرش در سال 1318هـ ق ملقب به لقب پدرش رکن الدوله شد. ولی در سال1321ه ق. پس از عزل سلطان حسین میرزا نیر الدوله به حکومت خراسان منصوب گردید و تا سال 1323ه ق. در این سمت باقی ماند علی نقی میرزا پس از حکومت خراسان به حکومت کرمان منصوب شد و در سال 1329ه ق. مجدداً به حکومت خراسان انتخاب و منصوب گردید. و به جای غلام حسین صاحب اختیار به مشهد آمد. در این ماموریت به علت پیش آمد به توپ بستن گنبد حضرت امام رضا(ع) به وسیله سزبازان روس از مقام خود معزول شد.   وقایع مهم دوران حکومت: مهمترین واقعهً دوران حکومت رکن الدوله در سال 1329ه ق. گلوله باران گنبد مطهر امام رضا(ع) توسط روسها بود در حقیقت واقعه به توپ بستن امام رضا(ع) در دوران حکومت رکن الدوله علاوه بر اینکه انعکاس آن در سطح کشور نگرانیهایی را ایجاد کرد ، موجب تزلزل قدرت وحکومت رکن الدوله در خراسان شد. نقش روسها را نباید در این دوره نادیده گرفت روسها مایل بودند دایم در کشور هرج و مرج به وجود آورند و به بهانه های واهی نیرو به ایران اعزام می کردند که این عمل در حقیقت دخالت مستقیم  در امر حکومت وتجاوز به خاک کشور بود. با این وضعیت حکام بی کفایت وقت اقدامی جدی به عمل نمی آورند.         نیر الدوله:   سلطان حسین میرزا نیرالدوله پسر پرویز میرزا نیر الدوله است، که از نوجوانی از غلام وبچه های اندرونی ناصر الدین شاه بود وبعد به سمت پیشخدمت حضور شاه ترقی کرد و حکومت نیشابور هم جزو ابواب جمع او قرار گرفت نیرالدوله در سفر ناصر الدین شاه به اروپا همراه او بود ،وی پس از فوت پدرش لقب نیر الدوله به خود اختصاص داد. نیر الدوله شخصی خود پسند و طماع بود . وی یکبار در سال1318هـ ق به جای محمد تقی رکن الدوله به حکومت خراسان تعیین ودر سال 1321هـ ق به علت شورش مردم مشهد علیه او ، معزول شد. در سال 1330هـ ق پس از واقعه گلوله باران حرم و گنبد امام رضا(ع) و کشته شدن جمعی از مردم  بار دیگر به حکومت خراسان منصوب شد و با اختیار تام به مشهد آمد. وی بعد از ورود به مشهد موقعیت را مقتنم شمرد  و به خرده حسابهایی که از دوره پیش با اشخاص داشت پرداخت  ومخالفان  خود را سرکوب کرد . او در مدت حدود چهار سال حکومت خود در خراسان خدمت مفید و شایانی انجام نداد و حتی برخی  از اقدامات او شورشهای مردم را بدنبال داشت.   مهم ترین وقایع دوران حکومت: یکی از مهمترین وقایع قابل ذکر در دوره حکومت نیرالدوله که در منابع از آن ذکری شده است ، شورش ججو خان در درگز میباشد .   مهم ترین رخداد خارجی دوره حکومت نیرالدوله: یکی از مهمترین رخدادهای خارجی در دوره حکومت نیر الدوله این بود که هیاًتی از طرف دولت انگلستان به ریاست کلنل مک ماهون برای مشخص کردن حدود سیستان و تقسیم آب رودخانه هیرمند به سیستان آمدند.این هیاًت که اهداف استعمار گرانه داشت وهدف آنان این بود که سیستان را از آب هیرمند محروم سازند و تقسیم ناعادلانه آب هیرمند اراضی حاصلخیز اطراف ، آن را که متعلق به ایران بود ،خشک و بی حاصل سازند وبا این عمل بر وسعت کویر ایران افزوده شد.   کامران میرزا: کامران میرزا نایب السلطنه پسر سوم ناصرالدین شاه است که با داشتن لقب امیر کبیر سالها وزیر جنگ ورییس کل قشون ایران بود . کامران میرزا در سال 1272ه ق. متولد شد . وی در سن سیزده سالگی فرمانروای ارتش ایران شد . کامران میرزا در سال 1275ه ق. به دریافت مقام نایب السلطنه نایل گردید . اودربار شاهانه ای داشت ، زیرا مقام وزارت جنگ و فرماندهی ارتش و چند پست کلیدی دیگر را هم عهده دار بود . وی درآمد فوق العاده بالای داشت ولی او شایستگی چنین مقامات و اختیاراتی را نداشت ، زیرا  نه دارای معلوماتی برای اداره حکومتی بود ونه تخصص واطلاعاتی در امور نظامی داشت ، ولی چون پسر شاه بود فرماندهان وافسران ارتش ناگزیر بودند از او اطاعت نمایند . کامران میرزا در قضیه رژی وایجاد اختلاف بین او و امین السلطان صدر العظم مدتی از مقامات بر کنار شد . در زمان سلطنت احمد شاه در اواخر سال 1335ه ق. به حکومت خراسان منصوب و اعزام شد ،ولی حکومت او در خراسان چندان طول نکشید و پس از یک سال و اندی معزول وبه تهران احضار شد .   احمد قوام السلطنه: احمد قوام السلطنه پسر میرزا ابراهیم معتمد السلطنه است. وی در سال 1294 ه. ق در تهران متولد شد. او در ابتدای کار منشی گری صدر اعظمی را داشت،در سفر مظفر الدین شاه به اروپا به عنوان منشی مخصوص شاه جزو همراهان او بود و به دریافت لقب قوام السلطنه نایل گردید. وی مدتها به عنوان وزیر جنگ و بعدها به وزارت دادگستری وزارت کشور و وزارت مالیه، برگزیده شد. احمد قوام در سال 1337 ه. ق به حکومت خراسان و سیستان منصوب و به مشهد اعزام شد. قوام برای تقویت سازمان ژاندارمری خراسان و نظمیه مشهد با اخذ اعتبار از دولت،اقدام به خرید اسلحه نو و استخدام افراد نیرومند برای ژاندارمری کرد و آموزشگاهی نیز برای تعلیم و تربیت درجه داران و افراد ژاندارمری تشکیل داد. وی مهمترین و قوی ترین والی خراسان در دوره قاجار می باشد.   مهم ترین وقایع دوران حکومت: یکی از وقایع مهم و قابل ذکر در دوره حکومت قوام السلطنه شورش خدو سردار می باشد. خداوردی معروف به خدوسردار،از طوایف کرد شیروان به تحریک بیگانه،به اتفاق برادرش و عده ای از همدستان خود سر به شورش برداشت و علیه دولت قیام کرد و یاغی شد. قوام السلطنه به تمامی خوانین قوچان درگز، بجنورد، شاهرود و غیره دستور داد که با سواران محلی به اتفاق ژاندارمری به قلع و قمع خدو و همراهانش اقدام نمایند. در نتیجه نیروی ژاندارمری و چریکهای خوانین شهرستانهای شمالی خراسان،مدت سه ماه با خدو و نیروهای مسلح او زدو خورد کردند و بالاخره در شهرستان بجنورد،او و همراهانش را به محاصره در آوردند و موفق شدند خود او را دستگیر کرده و به مشهد آوردند و در مشهد سرانجام محاکمه و اعدام گردید.  از دیگر وقایع مهم دوران حکومت قوام السلطنه طغیان زیر دست خان در درگز می باشد.   قیام کلنل محمد تقی خان پسیان: مهم ترین واقعه زمان حکمرانی قوام السلطنه قیام محمد تقی خان پسیان می باشد. کلنل محمد تقی خان پسیان از خانواده مهاجر قفقاز بود. وی در سال 1309 ه.ق در تبریز متولد شد. وی برای ادامه تحصیل به تهران آمد و وارد مدرسه نظام گردید و به دریافت درجه ستواندومی نایل آمد. او مراحل ترقی را به تدریچ پیمود و در سال 1338 ه. ق به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب شد. وی به مشهد آمد و از قدرت قوام السلطنه آگاهی پیدا کرد. او با قوام السلطنه رابطه خوبی داشت و قوام السلطنه هم با او همکاری می کرد. قوام برای جلوکیری از اغتشاشات احتمالی،در خفا برای تقویت خود تصمیم گرفت یک هزار نفر چریک مسلح از افراد ایلات و طوایف خراسان را جمع آوری نماید و هزینه ساز و برگ و اسلحه و لباس آنها را به متمکنین خراسان تحمیل کند. در اجرای این تصمیم خوانین سر شناس شهرهای خراسان را به مشهد احضار و سهمیه هر یک را در گردآوردن و معرفی چریک تعیین کرد. قوام السلطنه با دلایلی که داشت این موضوع را به دولت سید ضیاء پیشنهاد کرد و درخواست موافقت نمود. ولی این اقدامات،سید ضیاء الدین را به محمد تقی خان بد گمان ساخت و با اطلاعی که از روابط حسنه بین قوام و کلنل محمد تقی خان پسیان داشت،سید ضیاء الدین کلنل محمد تقی خان پسیان را به کفالت حکومت خراسان منصوب کرد و دستور داد قوام السلطنه به تهران باز گردد. پس از دستگیری و بازداشت قوام السلطنه توسط کلنل محمد تقی خان،او خود را فرمانفرمای مستقل خراسان و سیستان دانست و با اطمینان از حسن خدمت خود به دولت سید ضیاء الدین و حمایت و پشتیبانی او با کمال قدرت به رتق و فتق امور ایالت مشغول شد. درروز پنجم خرداد 1300 ه.ق ناگهان فرمان تلگراف احمد شاه دایر بر عزل سید ضیاء الدین از مقام نخست وزیری صادر شد. در همین زمان خبر آزادی قوام السلطنه از زندان عشرت آباد و تلگراف انتصاب او به مقام نخست وزیری  به جای سید ضیاءالدین به وی ابلاغ گردید. قوام السلطنه بعد از آن که به مقام وزیری رسید بدون اینکه ظاهرا عهد شکنی کلنل محمد تقی خان و توقیف و مصادره اموال خود را به رخ او بکشد،میرزا نجدالسلطنه را به کفالت ایالت خراسان منصوب و کلنل محمد تقی خان را در مقام فرماندهی ژاندارمری خراسان ابقاءکرد،ولی کلنل محمد تقی خان از بیم انتقام قوام السلطنه این حکم را قبول نکرد و جمعی از صاحب منصبان با نفوذ را بازداشت و ادارات آستان قدس رضوی، دارایی، پست و تلگراف خراسان را تصرف کرد و تحت کنترل خود درآورد .   صمصام السلطنه: قوام السلطنه در روز چهاردهم خرداد 1300هـ ق صمصام السلطنه را به حکومت خراسان منصوب کرد و بعد از آن هیات نظامی مرکب از کلنل کروب،ریئس کل تشکیلات ژاندارمری و کلنل فتحعلی خان ثقفی و ماژور عزیز الله ضرغامی و ماژور خان سالار نظام و نایب شیخ حسین خان را برای مذاکره با کلنل محمد تقی خان به مشهد اعزام داشت تا ترتیبی بدهند که کلنل محمد تقی خان دست از مخالفت بردارد ولی این هیات به دستور کلنل محمد تقی خان در شریف آباد نزدیکی مشهد به وسیله کلنل اسماعیل خان بهادر بازداشت شدند. با این عمل کلنل محمد تقی خان،قیام او علیه دولت مرکزی برای قوام السلطنه روشن و مسجل شد. کلنل محمد تقی خان،پس از اینکه قوام السلطنه به ریاست وزرایی رسید،با سابقه ای که بین او و کلنل بود، ادامه خدمت خود را در این دولت غیر ممکن دانسته و تصمیم داشته است از مقام خود استعفا دهد و از ایران خارج شود. دولت هم ماهی سیصد تومان مقرری مادام العمر،علاوه بر حقوق درجه نظامی درباره او تعیین کرد،اما متاسفانه همکاران جوان و جاه طلبش او را به استقامت و پایداری در مخالفت با دولت و حفظ استقلال خود در خراسان تشویق و ترغیب کردند. اردوهای مستقر در قوچان، باخرز، گناباد و نیشابور حمایت خود مبنی بر کمک به کلنل محمد تقی خان را اعلام کردند. در تلگرافی که صمصام السلطنه از تهران به کلنل محمد تقی خان مخابره کرد، کلنل را نسبت به ادامه شغل خود امیدوار ساخت و او را به کفالت حکومت،تا ورود خود به مشهد منصوب می کند. در واقع با این تلگراف خود کلنل را مطمئن ساخت که هیچ گونه خطری از طرف دولت او را تهدید نمی کند،ولی عوامل مغرض و مخالف شایع کردند که صمصام السلطنه با عده کثیری از سواران بختیاری به مشهد می آید و قصد دارند کلنل را از مقام خود خلع و او و همکارانش را دستگیر نمایند . امیر شوکت الملک امیر قاین تقاضای ملاقات حضوری با کلنل در،گدار سلیمانی مرز بین گناباد و قاینات کرد،که سرانجام این ملاقات انجام شد. در گناباد به کلنل اطلاع دادند که حاکم شیروان و حاکم بجنورد علیه کلنل قیام کرده اند و افراد ژاندارمری فاروج را خلع سلاح نموده و به قوچان حمله نموده و ژاندارمری را به تصرف خود درآورده اند. از خواف،باخزر هم نیروی مسلح به طرف مشهد در حرکت هستند. لازم ذکر است که بیشتر سواران مسلح خوانین هر شهرستان حقوق بگیر ژاندارمری بودند و خوانین برای جلب آنها درجه سرگرد افتخاری به آنان می دادند. کلنل سریعا از منطقه گناباد به مشهد بازگشت و به طرف قوچان حرکت کرد و بعد از درگیری های طولانی با کمبود مهمات و نیرو مواجه شد و در طرف مقابل نیروهای تازه نفس از قوچان،شیروان و مناطق شمالی، نیروهای باخرز و خواف بود که سرانجام در جبهه جنگ،بعد از درگیری طولانی،با اصابت گلوله از پشت سر به قتل می رسد.   وقایع مهم دوران حکومت: یکی از وقایع مهم دوران حکومت قوام، ورود نخستین سفیر شوروی به مشهد می باشد. دولت ایران پس از انقلاب کبیر شوروی، نخستین دولتی بود که رژیم سوسیالیستی را به رسمیت شناخت. لنین رهبر انقلاب نیز برای برقراری حسن روابط بین شوروی و ایران،کلیه قراردادهای اسارت بار دولت تزاری را با ایران لغو کرد و ضمن قرارداد جدید مقرر شد که: 1.       نیروهای روسیه که در جنگ بین المللی به خاک ایران وارد شده و شهرهای شمالی را تصرف نموده از ایران خارج شود. 2.       آنچه روسیه تزاری و متفقین غربی آن دولت در ایران برای ایجاد نفوذ و تسلط انجام داده بودند،لغو و مردود شناخته شود. 3.       کلیه قروض ایران به روسیه بخشوده شود.   رضا قلی خان مافی، نظام السلطنه: نظام السلطنه در سال 1300 ش از طرف احمد شاه به سمت والیگری خراسان منصوب شد. وی حدود یک سال و نیم در خراسان حکومت کرد. در مورد سابقه وی قبل از رسیدن به حکومت خراسان می توان گفت که او پسر حیدر قلی خان برهان الدوله سرکشیک خانه ناصرالدین شاه بود. وی تحصیلات مقدماتی را در زمان حکومت پدرش حیدر قلی در سال 1295 ه. ق در مشهد،آغاز کرد. پس از انتقال پدرش به تهران زیر نظر عموی خود حسین قلی خان نظام السلطنه،ادبیات، منطق، عربی، فقه و اصول را نزد استادان تحصیل کرد. رضا قلی خان، پست ها و مناصب فراوانی داشت و چهره ای سر شناس و مطرح در مرکز بود. او چندین بار به اروپا مسافرت کرد. سرانجام وی در سال 1300 هـ ق موفق شد با کمک قوام السلطنه به حکومت خراسان و سیستان منصوب و اعزام شود. وی پس از استقرار در دارالایاله و همچنین مطالعه اوضاع خراسان که بعد از قیام کلنل محمد تقی خان پسیلن ناآرام شده بود امنیت و آرامش را در منطقه و نظم امور را در ادارات دولتی برقرار ساخت. در زمان او لشکر شرق هم با ورود قوای نظامی به مشهد به فرماندهی سرتیپ حسین آقا خان خزاعی تشکیل گردید. نظام السلطنه حدود شانزده ماه یعنی تا بهمن 1301 شجاع السلطنه در خراسان به حکومت مشغول بود. در مدت کوتاه والیگری وی،به علت مسائل خاصی که در مرکز بود،واقعه قابل توجیهی رخ نداد و تنها او سرگرم برقراری نظم و آرامش در خراسان بود.   خصوصیات و سیاست نظام السلطنه: رضا قلی خان نظان السلطنه بر اثر تربیت خانوادگی مردی بزرگ منش و دارای احساسات ملی بود،تحور و شجاعت ایلی داشت. وی در مقابل بیگانگان مقاومت و شخصیت نشان می داد. بعضیها طرفداری نظام السلطنه را در جنگ بین المللی اول،از آلمان و عثمانی می دانند. و ضدیت او با انگلیس و روس را مطرح می کنند،که یکی از اشتباهات وی بود و معتقدند این قبیل اعمال ضرر و زیان قابل توجهی به ایران وارد کرد. زیرا بعد از خاتمه جنگ اول دول متفق نمایندگان اعزامی ایران را به کنفرانسی متشکله که در آن اوضاع کشورهای جنگ زده که ایران هم از آن جمله بود، بررسی و خسارات به هر یک را معلوم می کرد راه ندادند. برخی دیگر از صاحب نظران عقیده دارند که وطن خواهان و رجال ملی آن روز به اشغال ایران که بی طرفی خود را در آن جنگ اعلام کرده بود توسط دولتهای انگلیس و روس اعتراض داشتند،چون این اشغال خسارت فراوانی به کشور وارد آورد،نظام السلطنه قصد داشت ضمن جلب کمک آلمان و عثمانی که از کشورهای قدرتمند ان روز بودند،با استفاده از یاری نیروهای رزمنده و دلیر ایلات و طوایف،ایالتهای جنوب ایران،تهران را به تصرف در آوردند و قوای اشغالگر را از ایران خارج سازد. این عده همکاری و حمایت مجلس و روحانیون بزرگ آن زمان را گواه مدعای خود می دانند .   سردار اسعد بختیاری: جعفر قلی خان سردار بهادر،پسر بزرگ حاج قلی سردار اسعد بختیاری،فاتح تهران در مشروطیت بود. وی در سال 1327 ه. ق متولد شد و پس از تحصیلات متداول زمان، زیر نظر پدر به امور ایلی پرداخت. وی پس از فتح تهران و خلع محمد علی شاه و تشکیل هیات مدیره و تشکیل قضاوت دادگاه عالی انقلاب، یکی از ده نفری بود که هیات مزبور را تشکیل داد. در همین زمان به یفرم خان،از سران معروف مشروط خواهان برای سرکوبی اشرار اردبیل و اهر به آن جا رفت و از عهده انجام ماموریت به خوبی برآمد نیز هنگام بازگشت محمد علی شاه مخلوع به طلب تاج و تخت از دست رفته خود به ایران به اتفاق نیروهای مسلح بختیاری به مقابله قوای محمد شاه رفت و آنها را شکست داد و توانست این خطر را از پایتخت دور نماید. سردار بهادر پس از فوت پدرش ملقب به سردار اسعد گردید و در سال 1338 ه. ق والی کرمان شد و در سال 1342 ه. ق به جای رضا قلی خان نظام السلطنه به حکومت خراسان منصوب و به مشهد وارد گردید. مدت حکومت وی در خراسان خیلی کوتاه بود و حدود یک سال بیشتر طول نکشید.   ابوالفتح طباطبائی،حشمت الدوله: میرزا ابوالفتح طباطبائی،حشمت الدوله و الاتبار پسر میرزا فضل الله خان وکیل الملک رئیس دفتر وزیر خلوت مظفر الدین میرزا ولیعهد در تبریز بود. حشمت الدوله از سال 1303 ه. ق جزو منشیان ولیعهد وارد خدمت شد،سپس با لقب ثقه الدوله به عنوان مستوفی در نزد محمد علی میرزا اعتضاد السلطنه(محمد علی شاه) مشغول به کار شد. در ایام ولیعهدی محمد علی میرزا و اقامتش در آذربایجان ثقه الدوله منشی باشی و خازن مهر وی بود،بعد ملقب به لقب وکبل الملک شد، و در سلطنت محمد علی شاه لقب حشمت الدوله به او اعطاء گردید. حشمت الدوله در کابینه حسن وثوق الدوله در شهریور ماه 1295 ش و همچنین در کابینه دوم وثوق الدوله در سال 1298 ش معروف به کابینه قرارداد ، به وزارت جنگ معرفی شد و در کابینه حسن پیرنیا ( مشیر الدوله ) در سال 1299 ش وزیر کشور بود. و بعد در دوره سلطنت رضا شاه پهلوی دو سال هم از سال 1236 تا 1338 هـ ق حاکم کرمان بود و در اوایل سال 1302 ش به جای جعفر قلی خان سردار اسعد به حکومت خراسان منصوب شد و به مشهد آمد. حشمت الدوله تا اواخر سال 1303 ش در این سمت باقی بود. مدت حکومت حشمت الدوله کمتر از یک سال در خراسان بیشتر دوام نیاورد.   وقایع مهم دوران حکومت: از مهمترین وقایع قابل ذکر در دوران کوتاه حشمت الدوله در خراسان اعدام سردار معزز بجنوردی  می باشد.   شریف الدوله:  علی محمد خان بنی آدم (شریف الدوله) از تحصیل کرده های مدرسه علوم سیاسی تهران وپسر میرزا محمد علی کاشانی معروف به «داماد» است. مدتها کارگزار و ریئس اداره معاون وزیر امور خارجه بود. وی پس از حشمت الدوله در سال 1303 ش به حکومت خراسان اعزام گردید. بنی آدم تا آخر سال 1305 ش درحکومت خراسان باقی ماند. در حقیقت او آخرین والی خراسان در دوره قاجار می باشد که حدود دو سال در حکومت خراسان بود. در زمان وی بود که تغییر سلطنت و انتقال قدرت به رضاشاه انجام گرفت.   وقایع مهم دوران حکومت: از مهم ترین وقایع زمان حکومت آخرین والی خراسان ، قیام کلنل هولاگو می باشد. کلنل هولاگو معروف به لهاک خان فرمانده پادگان نظامی مراوه تپه ، با مرام ناسیونالیستی که داشت به بهانه کشته شدن یکی دو نفر از بستگانش و همچنین نرسیدن حقوق نظامیان خود ، عده ای از نظامیان و مردم ناراضی را با خود همراه ساخت و در سال 1304 ش علم طغیان بر افراشت . بدین ترتیب در دوران آخرین والی خراسان (شریف الدوله ) مهم ترین واقعه که قیام هولاگوخان بود سرکوب می شود. پس از آن،با انتقال قدرت به رضا خان فصل جدیدی در نظام حکومتی و اداره بخشهای مختلف کشور گشوده می شود.   تحلیل نهایی: هر چه به اواخر دوره قاجار نزدیک می شویم می بینیم مدت حکمرانی والیان کوتاه تر می شود و گاهی یک والی که به خراسان اعزام می شد بیش از یک سال دوام نمی آورد. منصب والیگری در خراسان ثباتی نداشت. باید علت این موضوع را بی ثباتی شاهان قاجاری دانست. در دوره ناصر الدین شاه و خصوصا آخرین شاه قاجاری،احمد شاه،به علت بی کفایتی و ناتوانی آنان در تثبیت اداره کشور و عدم اقدام جدی در سرکوبی قیامها و شورشها،دائما والیان عزل و نصب می شدند،به طوری که گاهی در مدت یک سال سه والی به این منطقه فرستاده می شد. در خراسان به علت بزرگی وسعت و اهمیت استراتژیکی آن و مسائل خاصی که وجود داشت بیش از دیگر نواحی ایران دارای اهمیت بود،چنانکه در انتخاب اکثر والیان سعی می شد از میان شاهزادگان و یا نزدیکان دربار،والی برای این منطقه انتخاب شود. با توجه به این که خراسان هم مرز با کشور بزرگ روسیه و از یک طرف هم مرز با منافع استعماری انگلیس در افغانستان بود،این دو کشور سعی داشتند در عزل و نصب والیان دخالت کنند و حتی اگر والی در خراسان مطابق میل آنهاعمل نمیکرد با فشار بر مرکز خواهان عزل او می شدند البته این موضوع در ابتدای سلطنت قاجارها  شدت بیشتری داشت. در تحلیل نهایی مبحث والیان می توان گفت که سرزمین خراسان در عصر قاجار دوران پر فرازونشیبی را پشت سر گذاشته است،خصوصا اینکه والیان این منطقه دائما درگیر با خوانین سرکش محلی و شورش حکمرانان شهرهای دیگر بوده اند. در این میان نباید از نقش استعمارگران روس و انگلیس غافل بود،چرا که این کشورها برای دستیابی به اهداف خود در صدد بودند اوضاع منطقه را ناآرام کرده و از آن به نفع اهداف استعماری خود استفاده کنند،همانطور که روسیه قسمت هایی از خاک خراسان،از جمله مرو را گرفت و انگلیس هم هرات را از ایران جدا کرد و این همه بخاطر بی کفایتی سران وقت بود.   نتیجه: در راستای بررسی و تحلیل زندگی والیان خراسان عصر قاجار و وقایع زمانی هر یک از آنها  می توان به این نکته پی برد که والیان خراسان وابستگی نزدیک به شاه و دربار داشتند. حکام حتی الامکان از میان فرزندان شاه،برادران و یا برادرزادگان انتخاب می شدند. این موضوع بخاطر اهمیت این منطقه از ایران بوده است. بخاطر همجواری با کشور روسیه تزاری و همچنین وسیع بودن این سرزمین و تنوع قومی مردم. دیگر از دلایل اهمیت خراسان وجود مرقد مطهر امام رضا(ع) در مشهد بوده است که هر ساله زایرین زیادی را به خود جلب می کند و درآمد و نذورات آستان قدس رضوی مهم ترین درآمد در زمان والیان بوده و اکثر والیان بخاطر این موضوع علاوه بر منصب حکومت،مقام تولیت آستان قدس را هم به خود اختصاص می دادند. خراسان در ابتدای حکومت قاجارها سرزمین وسیعی بود که منطقه هرات در افغانستان و قسمتهایی از روسیه و افغانستان را شامل می شد ولی بعلت بی کفایتی شاهان این سلسله و دخالت بیگانگان بویژه انگلیس، افغانستان از خراسان جدا شد و اعلام استقلال کرد. این قضیه ضربه شدیدی به حیثیت حکومت ایران زد. بنابراین می توان گفت، هر چه در دورهای قبل از قاجار در حفظ و استقلال خراسان و تمامیت ارضی آن تلاش می شد در دوره شاهان بی کفایت قاجاری و والیان،این خطه زر خیز ایران دچار آسیب گردید و استعمارگران به اهداف خود رسیدند.     فهرست منابع   1-      آذری، سید علی؛ قیام کلنل محمد تقی خان ، تهران، صفی علیشاه . 1368 2-      اعتمادالسلطنه ، محمد حسن خان؛ تاریخ منتظم ناصری ، تصحیح محمد اسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1364 3-      ــــــــــــــــــــ ؛روزنامه خاطرات ، به کوشش ایرج افشار،تهران، امیرکبیر. 1345 4-ــــــــــــــــــــ ؛ مطلع الشمس ، تهران، پیشگام . 1362 5-      هدایت، رضا قلی خان؛ تاریخ روضه الصفای ناصری ، تهران، مرکزی .1349 6-      سیدی، مهدی؛ تاریخ شهر مشهد ، تهران، جامی . 1378 7-      قزوینی،ابوالحسن؛فوائدالصفویه،تصحیح مریم میر احمدی،تهران، مطالعات و تحقیقات.1367 8-      مرعشی صفوی، میرزا محمد خلیل؛ مجمل التواریخ ، تصحیح عباس اقبال ، تهران شرکت سهامی چاپ . 1368 9-      شمیم ، علی اصغر؛ ایران در دوره سلطنت قاجار ، تهران، علمی ، چاپ هفتم . 1375 10-     بامداد، مهدی؛ رجال ایران، تهران، زوار . 1357 11-     میرنیا، سید علی؛ وقایع خاور ایران ، تهران، پارسا . 1367 12-     فاضل بسطامی، نوروز علی خان؛ فردوس التواریخ ، بی نام . 1315 13-     فراستی، رضا ؛ فرمانها و رقمهای قاجار ، تهران، موسسه پژوهشی و مطالعات فرهنگی . 1371 14-     صدیق الملک، ابراهیم؛ منتخب التواریخ ، تهران، علمی . 1366 15-     توحدی، کلیم الله؛ حرکت تاریخی کرد به خراسان ، مشهد، نشر مولف . 1364 16-     نوایی، عبد الحسین؛ اسناد میرزا عبد الوهاب خان آصف الدوله ، تهران، چاپ و نشر نظر . 1377 17-     صفایی، ابراهیم؛ اسناد سیاسی دوران قاجاریه ، تهران، شرق . 1346 18-     ـــــــــــــ ؛ رهبران مشروطه ، تهران ، شرق . 1346 19-     هراتی، یوسف خان؛ عین الوقایع ، تهران، انقلاب اسلامی . 1372 20-     شاکری، رمضانعلی؛ جغرافیای تاریخی قوچان ، مشهد. 1346 21-     مصنف، محمد علی؛ امیر قاین ، تهران، امیر کبیر . 1354

[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 2 PM ] [ G.M.E ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

شادروان حسین محمدیان

اين وبلاگ با هدف معرفي روستاي ايور و همچنين ارائه مقالات علمي با مرجعهای معتبر به علاقه مندان به ادب و تاريخ ايران عزيز موضوعيت پيدا كرده است و اميدوارم بتوانم مطالب مفيدي را به دوستان و پژوهشگران عزيز ارايه نمايم .

(اي مردم: مرگي كه از آن فرار ميكنيد به ملاقات شما مي آيد و شما را به سوي داناي غيب و شهود مي برد و به هر كاري كرده ايد با خبر مي سازد.)



امکانات وب

آمار سایت

حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی

بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: شیعه کد




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
?
زنده باد خلیج فارس ایرانایورسرزمین خورشیدایور